عمله های سرویس های بیگانه، رخت نگهبان امنیت ملی میپوشند و وس و مخابرات و تلویزیون های لندن و بانک و بورس های جعلی را ساپورت میکنند
الان که این یادداشت را مینویسم، شهر تهران زیر آلودگی هوا دفن شده و هر جنبندهای که نفس میکشد، سم کشنده وارد بدن خودش میکند و وقتی سخنی از مقابله با این «اعدام دسته جمعی و نسل کشی» نیست، یعنی برنامهای برای مقابله با این نقض فاحش حقوق بشر وجود ندارد و همهی دستاندرکارها و «مسوول ها»ی شهر مشغول زمین خواری و برج سازی و دزدی و مال اندوزی بیحساب هستند. این (آلودگی هوا- تغییرهای اقلیمی) تنها اولویت کلانشهرهاست که به موضوعی بیاهمیت تبدیل شده زیرا چند گروه فرقهای که خود را مسلمان مینامند، از زور شکمسیری و نادانی و ناآگاهی، خودشان را سفیر خداوند روی زمین دانسته تا انسانها را به سوی بهشت (فرقهی اسلامی خودشان) رهنما باشند. این حماقت عمیق وقتی جنبهی امنیتی پیدا میکند که پول سیر کردن شکم و تامین سرپناه این گروهها از جیب مردم تامین شده و در برخی موارد دیده میشود، عملههای رده پایین در وقاحت و دریدگی از شخصیتهای مقدس و رهبرهای خودشان پیشی گرفته و با اعصابی نامتعادل و چشمهایی خونگرفته و سو استفاده از فناوری و ثروت ملی، به تهدید و تحدید علنی کسانی میپردازند که ضد و مخالف آنها اندیشیده و اقدامی انجام میدهند. این گروه ها به هیچ وجه خودشان را باطل و ناحق و ناآگاه و بیهوده نمیپندارند و وقتی برای اندیشهی سالم و عادلانه به خودشان اختصاص نمیدهند، در حالی که سازماندهیهای چرکین و عفونی آنها نظیر حکومت اسلامی و قوه قضاییه و مجلس شورای اسلامی و حتی دولت، از مدار انسانیت خارج شده و به مدار دیکتاتوری و سرکوب خشن و جنایت علیه بشریت وارد شده اند. برای اینکه حال و هوای این روزها به آینده منتقل شود، مینویسم که یک گروه که هویت معلوم ندارند و بر رسانه های فارسی با بودجه های ملی ایران مسلط هستند، مقابل چشم جامعهی جهانی چنان از اقدامهای ضد امنیتی دیگران مینویسند و تهدید میکنند که انگار کسانی همچون روح الله زم ساخته و پرداختهی اندیشهی مردم کوچه و خیابان بودهاند و قتل بیرحمانهی احتمالی او در قالب اعدام قانونی را افتخار سیستم جنایتکار قضایی جمهوری اسلامی دانسته و با قلدری و وقاحت این مجازات اسلامی را به دیگر کسانی که با نام برده ارتباطی داشته اند نوید میدهند. در پایان همین یادداشت یک اسکرین شات از شخصی با نام کشت دار میچسبانم تا ببینید یک کارمند فاقد اندیشهی مستقل در یک سازماندهی رسانهای به ظاهر خارج از قوهی جنایتکار قضاییه، چگونه به خودش اجازه میدهد مطالبی تهدید آمیز از قول دادسرا در شبکه های اجتماعی همگانی منتشر و ایجاد رعب و وحشت کند، در حالی که خود ایشان فاقد هرگونه مسوولیت قضایی هستند و حتی روی خروجی اکانت شخصی توییتر خودش نیز اختیار و اندیشهی مستقلی ندارد و عملا «حمال جنایتکارها» محسوب شده و دست به ارتکاب جرم عمومی میزند. مایلم به ایشان تذکر بدهم پرداختن به درافشانی او در جهت نمایش فساد قوه قضاییهی غیر قانونی جمهوری اسلامی است و اگر از سالهای گذشته به مقابل دادگستری یا سوراخهایی که شما در آنجا چپیدهاید، نرفتهایم و پاره آجری بر شیشه های ساختمانهای دولتی رها نکردهایم، ناتوان از نقض حقوق بشر و امنیت شهر و یا گوشمالی دادن آتش بهاختیار حرامیهای مسلمان نما نبودهایم و اساسا برای کسانی که در گاز شیمیایی مسموم نفس میکشند تا روزی از پای دربیایند، ترس از اسلحه و بازداشت و داغ و درفش و اعدام غیر قانونی خنده دار است. شما انسانیت و انسان بودن را از اولویت نخست انسانها خارج کردهاید و نه تنها رسانه را ابزار فرقه پراکنی و شستشوی مغزی کودکها قرار دادید بلکه حمله به امنیت روانی مردم را به جایی رساندهاید که صداوسیما، به اموال شخصی مشتی رذل فاسد تبدیل شده که هر ثانیه لینکهای اینترنتی و محتوای نفرت انگیز و غم و وردخوانی و مداحی و کالاهای خودشان را روی آنتن میبرند و امنیت ملی سایبری و حریم خصوصی مردم را نقض کرده و به کاسبی و خون و دیتا متهم هستند و هیچ کسی نیست بر دهان این حرامزاده ها بکوبد زیرا جزو «دوستان» محسوب میشود. آن «مرد»ها که زادهی قم و مشهد و نجف و بیروت و دمشق هستند، دخترهای ایرانی را به برنامهی آشپزی دعوت میکنند تا شغل پدر و مادرهای فرودست را مسخره کنند و یاد نمیآورند از چه پدرها و مادرهای جنایتکاری زاده شده اند و اکنون با ثروت ملی یا پولهای دزدیده شده از مردم، در سراسر دنیا مشغول فرقه پراکنیاند و دولتهای فاسد نیز به دلیل سود اقتصادی، چشم بر فساد این حرام لقمه ها بسته اند. به خودم اجازه میدهم تا به این جوانهای نادان پیام بدهم که وقت محاکمه و محاصرهی مکانی شما نیز فرا خواهد رسید و آنروز، هیچ بهانهای برای اقدامهای ضد انسانی از هیچ کسی پذیرفته نخواهد بود و نخست، مسوولهای نظام و مدیرهای رده بالای شما هستند که مقابل چشم شما، پای میز محاکمه خواهند رفت و عبا و عمامه و کراوات و عنوان و نام، مصونیتی برای هیچکسی ایجاد نخواهد کرد.
تاریخ روز جاری ۰۸:۵۸ بیست و چهار آذر ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی و اصلاح املا و انشا.
نظرات
ارسال یک نظر