حقوق کدام زن ها؟. کدام حقوق بشر؟. کدام عدالت و برابری و انسانیت؟. خطاب به آخوندهای مجری جنگ زرگری جمهوری جعلی اسلامی

آقای حمزه غالبی، مسلمان تروریست ساکن پاریس؛ پرسش خوبی مطرح (ریتوییت) کردی. "چه کسانی اولین بار تحریم ورزش ایران را کلید زدند"؟. پاسخی برای پرسش شما می‌نویسم. نخستین کسی که از داخل کشور به ای‌اف‌سی و فیفا و کمیته‌ی المپیک و ورزش بین المللی تاخت و هم‌کاری آن ها با جمهوری اسلامی جنایت‌کار را زیر سوال برد، این‌جانب مهدی حیدریان بودم. نخستین کسی که حق ضایع شده‌ی زن‌ها در ورزش حرفه‌ای بین المللی و غارت شدن مدال های قهرمانی حق زن‌های ایرانی توسط قدرت های مسلط به تراشه را از زاویه‌ی ضد امنیتی و مافیای رسانه‌ای و ماهواره‌ای و مخابراتی بررسی کرد و واواک و سازمان های جاسوسی دیگر کشورها و فساد سازمان یافته در ورزش بین المللی و رسانه های فارسی زبان برون مرزی را بر اساس همان تحلیل زیر سوال برد، این‌جانب بودم. نخستین کسی که گاوبندی فیفا با مداح های شیعه مسلط به فدراسیون های ورزشی و حذف بی‌دلیل زن ها از سکوی تماشای مسابقه ها در ورزشگاه ها را مانند عفونت خون آلود بر صورت مسوول های فیفا و المپیک و وزارت ورزش جمهوری جعلی اسلامی تف کرد و به انجام مداحی میان دو نیمه‌ی فوتبال و پیراهن نوشت فرقه‌ای ورزش‌کارهای وطن فروش و تبلیغ‌های دینی اپراتورهای تلفن همراه و مافیای حرام زاده های صداوسیما در حاشیه‌ی زمین ورزشی اعتراض شدید کرد، این‌جانب بودم. نخستین کسی که پس از خفه شدن صدایش در توییتر (تنها سبدی که همه‌ی تخم‌مرغ‌ها داخلش قرار گرفته بود)، از سوی همه‌ی جریان‌های سیاسی و حقوق بشری‌ها و خبرنگار- روزنامه نگارهای مزدور و خیانت‌کار نادیده گرفته و مقابل دیده‌ی همه‌ی دنیا، به اعدام اینترنتی محکوم شد، این‌جانب بودم. حالا اگر دلت می‌خواهد این ادعا را ثابت کنی، می‌توانی از توییتر بخواهی حساب توییتری من را فعال و دسترسی همگانی به توییت‌های پیشینم را فراهم کند تا بتوانی پست هایم را بیابی و بخوانی و بدانی سانسور سازمان یافته‌ی جمهوری اسلامی چگونه در سیلیکون‌ولی و «شرکت های خصوصی ایالات متحده آمریکا» و لندن و پاریس و لس‌آنجلس و پکن و مسکو و برلین و رم و قطب جنوب فعال است. می‌توانی از مسیح علینژاد فرفری و مجاهدین خلق و مایک پمپیو بپرسی چگونه داد حقوق بشر سر داده و هم‌وقت از ناآگاه های داخل کشور، برای نمایش بین المللی، «قربانی و کشته» می‌سازید ولی مقابل اعدام اینترنتی فعال های داخل کشور که حق زن ها و جوان ها و مردم را فریاد می‌زنند، سکوت می‌کنید؟ و در داغ کردن اکانت های سازمان خامنه ای کوشا هستید؟. و در پایان از هر دوی شما می‌خواهم به این پرسش پاسخ بدهید: چگونه است که مطالب منتشر شده‌ی من در وبلاگ‌های شخصی، پس از سانسور شدنم در توییتر، به شکل هم‌وقت به دست همه‌ی گروه ها و فعال‌های سیاسی داخلی و خارجی می‌رسد؟ و سازماندهی جاسوسی از کامپیوتر(رایانه) و تلفن همراه و دستگاه های هوشمند شهروندها و توزیع اطلاعات به دست آمده از این اقدام در داخل و خارج ایران، از سوی چه کسانی مدیریت می‌شود و چگونه است که ایشان (هکرها- نفوذگرها) به یادداشت های منتشر نشده یا نسخه های ویرایش شده‌ی پیش‌از انتشار و کلیدهای فشرده شده روی صفحه کلید و حتی اسکرین شات هایی که بدون دخالت هیچ کلیدی تهیه می‌شوند و فایل های ذخیره شده در حریم خصوصی دستگاه (هارد دیسک- دیسک سخت یا مدل های پیش‌رفته‌تر هم‌چون تراشه‌های داخلی دستگاه ها برای ذخیره‌ی اطلاعات)، دسترسی دارند و با چه مجوزی این اطلاعات را جمع آوری و به سایبری های درون و برون مرزی می‌رسانند؟. اگر پاسخی داشتید می‌توانید به سادگی زیر همین پست و در بخش اظهار نظرها بنویسید و فراموش نکنید این‌جانب نه از ایرنا و میزان و فارس و تسنیم و مهر و مشرق و ایسنا و الف و فتا و اوین و طناب دار هراسی دارم و نه از مایکروسافت و گوگل و فیسبوک و توییتر و ناسا و سی‌آی‌ای و کاگ‌ب و تسلا و عمله‌های مافیای بین المللی تروریسم سایبری و بیت کوین. تنها هراس من خوابیدن با وجدان ناراحت است، وقتی از فساد ضد منافع ملی کشورم و مردم فرودست و مورد ستم قرار گرفته آگاه هستم و مقابل زور و سانسور و ترور شدن توسط شبه امنیتی ها و شبه نظامی ها و جاسوس های درجه سه مثل شما، کاری از دستم بر نمی‌آید و از داخل نیز دست حمایتی به سویم دراز نمی‌شود.


تاریخ روز جاری دهم آبان ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان.



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

استرالیا در فهرست انتشار اپلیکیشن های دولتی ردیابی کووید ۱۹