بیزنس اینترنشنال «انتخابات» و «حقوق بشر» و ایرانیهای همیشه در صحنه
شنیده های تایید و مطالعه نشدهام میگویند پس از پایان دورهی نخست ایمنی گلهای کووید ۱۹- کرونا در برخی کشورهای اروپایی، که ظاهرا بسیار نزدیک است، توزیع واکسن های ساخته شده آغاز میشود. اکبر گنجی که هرگز مامور به خدمتی خودش را مخفی نمیکند، آمار آمریکا و ایران را مو به مو با ذکر جزییات و صلوات بر محمد و آل محمد برای درگذشته های کرونا در اکانت های توییتر و فیسبوک منتشر کرده و در به در پی کارتون(کاریکاتور) تازه ضد ترامپ است تا سرش بیش از پیش لا لنگ بایدن فرو رود و ورودی قدیمیترهای ایالت متحده (شهروندهای ایرانی) سوگوار عزیزان ترور شدهی خودشان در ماجرای فساد واواک به وقت سعید امامی. انتهای دههی هفتاد دریافتم شهروندهای ایرانی ساکن آمریکا، بسیار قدیمیها و جدیدها، به دلیل شرایط حاکم بر کشور آمریکا، زیرک و رند و باهوش و بعضا فرومایه و خطرناک هستند ولی این موضوع هیچوقت در ارتباطهای فکری من به پیشداوری منتهی نشد. همان بیست سال گذشته بارها در فیسبوک و توییتر، با ادبیات و توان روزهای جاری، از قتل بیرحمانه فروهر و اسکندری و کسانی که شناخت کاملی از آنها نداشتم و اتوبوس ارمنستان و غیره، نوشتم و منبعم نشریه های داخلی بودند. من توقع ایستاده کف زدن برای نوشته های خودم نداشتم بیتوجهی ذینفعها نیز هرگز جای پرسش نداشت، زیرا آنها نیز من را نمیشناختند. با گذشت سالها و تکرار روزها، به این مهم رسیدم که اساسا یادداشتهای کسانی همچون من، حکم تلمبه برای باد کردن بازمانده ها و همان ذینفعها را داشته تا هرروز به برجستگی غبغب خودشان بیفزایند و دریافت نکردن هیچگونه سیگنالی، حتی یک فیو و لایک، مهر تایید این راهبرد آنها بود. برای من اهمیت نداشت آنها چه میاندیشند چون از اندیشهی خودم اطمینان داشتم و پس از آن نیز هرگاه لازم بود، به جنایتهای تکان دهندهی گذشته که در کشورم به وقع پیوسته بود اشاره کردم. روزهای گذشته دوباره همان سخنها نوشته میشد خشم خفته از بیعدالتی را زنده میکرد و میان واکنشها، مصادرههایی به چشم میخورد که اگر واکنش صریح ذینفعها را در پی نداشته باشد، به آرایش تازه و یارگیری سیاسی میماند که بوی خوشی از آن به مشام نمیرسد. اینجانب با حذف کردن به ویژه قتل و ناامنی همگانی مخالف بوده و هستم و برای فریاد کردن عدالت دستمزد و حمایت طلب نکرده و نخواهم کرد ولی نگرانم اگر حذف و سانسور اینترنتی داخلی های مستقل ادامه یابد و در سکوت، به حذف فیزیکی نیز برسد، آمریکا نشینها چگونه سر بر بالین میگذارند؟. با وجدانی آسوده؟. آیا اگر طی چهل سال گذشته خطایی از آمریکا نشین ها سر زده باشد و کسی از داخل کشور به آن اشاره کند و منافع ملی ۸۴ میلیون ایرانی را فریاد بزند، باید به روش جمهوری اسلامی خفه شود؟. نه گرامیها، این بازی برایر و عادلانه نیست و در بر روی یک پاشنه نخواهد چرخید. ابزارهایی در اختیار داریم که حتی به شکل فردی (یک شهروند مستقل تنها) دارای چنان برش و اثری است که شاید در توان درک شما نباشد زیرا طرفهای سرکوب شدهی داخل ایران را فاقد ارادهی لازم برای یافتن و ارایهی آن میدانید که این غلط است. به امید آزادی و برابری و عدالت برای همهی ایرانی های دنیا.
تاریخ روز جاری ۰۳:۴۰ بامداد سوم آذر ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی برای اصلاح املا و انشا.
نظرات
ارسال یک نظر