سازمان آرتیکل ۱۹- دو موضوع جدا در یک پست
به کسانی که اینروزها از پروژهی آرتیکل ۱۹ حمایت میکنند: این سازمان بسیار فاسد، ضد منافع ملی و در راستای سانسور و سرکوب مردم فرودست ایران، مطابق سلیقهی آخوندها و نوع خاصی از این سلیقه (یک فرقه) فعالیت میکند و من حاضر هستم با هرکسی که بودجهی این سازمان را تامین میکند و مایل است بداند اساس ادعای من چیست، وارد گفتوگو شوم. ولی این پایان این پست نیست تا یک گروه دیگر آخوند با خواندن آن خوشحال شوند و به پایکوبی بپردازند.
بخش دوم این پست را خطاب به سازمان های پرشمار امنیت داخلی و خارجی ایالات متحدهی آمریکا آغاز میکنم. چنانچه چندین سازمان در ایالت های مختلف به اقدامهایی علیه امنیت ملی کشور من دست بزنند، ما مردم داخل کشور باید چگونه اعتراض و خشم خودمان را بیان کنیم؟. چون سازمانهایی نظیر آرتیکل ۱۹ مشغول کار خودشان هستند و چنانچه حرف اضافهای از ما ببینند یا بشنوند، با سو استفاده از نفوذی که در شبکه های اجتماعی «شرکت های خصوصی ایالات متحدهی آمریکا» و متحدهها دارند، معترض را در اینترنت دفن میکنند تا هیچ اثری از آثار او باقی نماند. آیا پاسخی برای پرسش من دارید؟. چنانچه پاسخ شما این باشد که «این موضوع برای ما فاقد اهمیت است»، من پای مواردی را پیش میکشم که مجبور بشوید آنها را دارای اهمیت بدانید و برای آن پاسخی بیابید. چنانچه سازمان هایی که از داخل ایالات متحدهی آمریکا دست به ایجاد ناامنی در کشور من میزنند، دستمزد خودشان را از دولت آمریکا دریافت کنند (مشخصا سازمانهایی مثل رادیو آزادی و صدای آمریکا) تکلیف چیست؟. یا حتی بعضا پا از گلیم خودشان فراتر گذاشته و اقدامهای شبههبرانگیزی وقت انتخابات ریاست جمهوری آمریکا انجام دهند، چه باید کرد؟. آیا وقت آن نرسیده این بازی گندیدهی قربانی سازی در کشورهای کمترتوسعه یافته یا جهان سومی متوقف شود و مانند یک تیم برای نظم نوین جهانی و ارتقای سطح کیفیت زندگی مردم فرودست تلاش کنیم؟. آیا این صحیح است همان اشخاصی که پول میگیرند تا در سازمان دولتی ایالات متحدهی آمریکا، محتوای فارسی تولید کنند، یکباره و به شکل کاملا آشکار دست از حمایت رییس جمهور ترامپ بردارند و به حمایت بایدن بپردازند، در حالی که بیش از دو ماه به پایان دورهی ریاست جمهوری ترامپ باقی مانده است؟. یا شاید به ما مردم ایران ارتباطی ندارد که عوامل رسانهای- شبه امنیتی شاغل در رسانه های ایالات متحده، با رسانه ایهای داخل و «دولتی- حاکمیتی» بده و بستان داشته باشند و ضد منافع ملی کشورم و به سود مافیای بین المللی رسانه و اینترنت و مسلطها به تراشه کار کنند؟. این یادداشت را تقدیم میکنم به «دیدهبان حقوق بشر» تا شیشه های غبارگرفتهی عینک خودش را تمیز کند و بداند کسانی در ایران هستند که منافع ملی را فریاد میزنند و نه تنها حمایت نمیشوند، بلکه به سادگی از صحنهی روزگار محو میشوند. آنها نه چپ هستند و نه راست و نه آخوند و نه نژادپرست و به راستی شاید تنها جرم ما همین است که وابسته نیستیم و هم خودمان درد و فقر داریم و هم درد و فشار دیگران را میبینیم و انعکاس میدهیم. ما دیگر از مافیای بین المللی رسانه و تروریسم سایبری قطع امید کردهایم و هماکنون که حدود نه ماه از بسته شدن اکانت توییتر من میگذرد، حتی یک مورد حمایتی از سوی هیچ گروه و دسته و سازمان و حتی دولت کشور خودم برای باز شدن اکانت مسدود شدهام، دریافت نکردهام و این نشان از اساس فاسد مافیای دولتی رسانه ها دارد. برای همهی شما آرزوی تن سالم و شادی دارم.
تاریخ روز جاری بیست و چهار آبان ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی و ویرایش املا و انشا.
نظرات
ارسال یک نظر