دخالت در انتخابات آمریکا لطیفه است، شبکه های اجتماعی به جنایت علیه بشریت متهم هستند
مسدود کردن دایمی حساب های کاربری توسط شرکتهای خصوصی پلتفرمهای شبکه های اجتماعی از اساس راهبردی غلط است. کسانی که این راهبرد را پیش گرفتند، خودشان و ارزش پلتفرم خودشان را به اندازهی یک بازی و اسباب بازی پایین آوردند. به شکل مشخص در مورد توییتر مینویسم. این شرکت از ابتدا با راهبرد نفوذ و مانیتور کشورها راهاندازی شده است و «رایگان» عضوگیری کرد و پشتوانههایی بسیار پرقدرت همچون سیانان و بیبیسی او را حمایت کردند تا شناخته شود. گذشت و گذشت و حاشیهها در مورد کارهای غلط و سواستفادههای این پلتفرم از کاربرها شکل گرفت و البته هموقت، تاثیرگذاری «خود غول پندارهای رسانهای» نیز رو به کاهش گذاشت و ارتباطهای فاسد آنها خبرساز شد. جزییات را رها میکنم تا به اصل موضوع بازگردم. حذفهای گسترده دقیقا از کی فراگیر شد؟. پاسخ این است: پس از رویکار آمدن دونالد ترامپ. یاد میآورم حامیهای دوآتشهی او بدون تعارف حذف شدند. توییتر کاملا سلیقهای عمل میکرد و چون راهبرد روشنی داشت، مجبور بود به باندهای کنترل کنندهی هر کشور اجازه دهد تا مستقل عمل کنند و ملاحظهای به خرج ندهند. کاربرها نخست حساس نبودند ولی وقتی پای رفقای خودشان میان آمد، حساسیت بالا گرفت و سخنهایی نظیر «مسدود کردن بدون اخطار پیشین» را وقتی مطرح کردند که دیگر کار از کار گذشته بود. توییتر به دلیل ضعف مدیریتی خودش نتوانست به یک راهبرد بسیار مهم تغییر وضعیت دهد و آن، «استفاده از قدرت توییتر برای پایداری و گسترش صلح» بود. این ضعف نیاز به شکافتن اصولی و بررسی دقیق دارد ولی من با کارکترهایی کار دارم که کوچک بودند و هستند و به همین دلیل شکست توییتر را رقم زدند و به کالبدشکافی ضعف نمیپردازم. حدود یکهفته پیش از مسدود شدن اکانتم، همچون همیشه که به جک دورسی مشاورهی رایگان میدادم و او گوش فرا نمیداد، در توییتی نوشتم که او بیوگرافی اکانت شخصی خودش که سالها خالی بود را با هشتگ «بیت کوین» پر کرده و این کار بسیار زشت و مخرب است و پس از آن تعجب نکردم که اکانتم مسدود شد!. جک دورسی داخل گرداب فکری بیزنسهای خصوصی دیگر آمریکا گرفتار شد و پس از خطاهای پیدرپی، وقتی مجبور به تصمیمگیریهای جدی شد، انسانیت را بوسید و کنار گذاشت و التیام زخمهای راهبرد پیشین را در تطمیع کسانی یافت که دوست واقعی او نبوده و نیستند. جک میتوانست راهبرد را به سوی «صلح بین المللی» تغییر دهد و قید ثروت و افزایش جعلی (فیک) قدرت سایبری را بزند و مثلا با اقدامی همچون «تایید هویت کاربرها»، یک ریزش پرشمار کاربرها را تحمل کرده و اصالت پلتفرم که بازیگرهای سازمان ملل نیز درآن عضویت داشتند را بالا ببرد، ولی اینکار را نکرد. شخصیت جک همیناندازه است و بیش از این نباید انتظار داشت. او پول را رها نکرد و با خودش فکر کرد: حذف کردن اکانت توییتر کسانی که از فساد توییتر و تروریسم بین المللی سایبری مینویسند و میگویند و ضعیفتر کردن صدای آنها به واسطهی گوگل و «دوستان»، می تواند به یک پرش ناگهانی و رسیدن به پیروزی دایمی برسد ولی انتخابات ۲۰۲۰ ریاست جمهوری ایالات متحدهی آمریکا چنان لگدی زیر بساط شرکت های خصوصی اینترنتی زد که آنها هنوز گیج هستند و تصمیمهای احساسی میگیرند و احتمالا رشوه و تهدید را چاشنی کار خودشان کردهاند، زیرا همانطور که در هفتههای گذشته دیدیم، کسانی هم چون سناتور تد کروز که «توجیه» نبودند(از همهی زاویهها خبر نداشتند) و پشت تریبون همگانی به فیسبوک و توییتر تاختند، ناگهان تغییر موضع داده و نرم شدند و چون از مخاطرههای اقتصادی ایالات متحده «آگاهشان کردند». امروز جک بیاعتبار شده است. همانطور که زاک از چند سال پیش شده بود و گوگل زیر شدیدترین فشارهای امنیتی بین المللی قرار داشت. امروز دیگر برای من اهمیتی ندارد که اکانت توییترم، پس از حدود ده ماه مسدود شدن، دوباره به وضعیت عادی برگردد و آرشیو مصادره شدهام آزاد شود، بلکه من تهاجم به امنیت روانی و اقتصادی کشور خودم و کشورهای توسری خوردهی منطقه و مردم ناآگاه را از داخل وبلاگ دفن شده در قعر اینترنت و بدون مخاطب فریاد میزنم. من هرگز جک دورسی و امید کردستانی و مافیای اینترنت ایران و گنگ تروریسم بین المللی سایبری را نخواهم بخشید که بهجای استفادهی صحیح برای انتشار صلح بین المللی، به تبهکاری سایبری پرداختند و اعلام میکنم که همهی کشورها باید علیه فساد شبکههای اجتماعی وارد عمل شده و به سازمان ملل فشار بیاورند تا شبکهی ارتباطی عادلانه و استاندارد خودش را راهاندازی کند. واقعیت این است که چند میلیون تبهکار، زندگی چند میلیارد نفر را به خاک و خون کشیدهاند و باید محاکمه و مجازات شوند.
تاریخ روز جاری ۰۲:۰۳ بامداد هفت آذر ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی و اصلاح در املا و انشا.

نظرات
ارسال یک نظر