وای به حال شما خانم ها و آقاهای مسوول. شما که پیش‌تر روی ناآگاهی مردم حساب می‌کردید و حالا روی زور اسلحه

 ویدیوی تخریب چهاردیواری یک زن هرمزگانی را تماشا نکردم.



نزدیک صبح روز پس از انتشار یعنی بامداد سی آبان ۱۳۹۹ به توییت های «خبرگزاری ها» و عوامل رسانه ای نظام مقدس سر زدم و با دیدن توییت های «میزان» به خشم آمدم. نمی‌دانم شما حرامی ها با خودتان چه فکری می کنید ولی می‌دانم و اطمینان دارم که از ابتدایی ترین آموزه‌های انسانی و اخلاقی و حتی حرفه‌ای بی‌بهره هستید. این که پس از وقوع یک رویداد و حادثه، مسوول ها بروند در بیمارستان و به کسی که آسیب دیده سر بزنند، چه ارزش خبری دارد؟.


آن زن که از فشار غیرقابل تحمل دست به خودسوزی زده، چه نیازی به ملاقات با قاتل های خودش دارد؟. آیا واقعا فکر می‌کنید «کارمندها و یا رییس های قوه‌ی بی‌اعتبار و جعلی قضاییه» یا دادگستری اخته شده و ناکارآمد به جایی از مردم فرودست هستند؟. اگر یک مامور بی‌عقل مطابق با دستور، دیواری خراب کرده و ماجرایی ساخته است، همان‌قدر احمقانه رفتار شده که حضور دادگستر بر بالین زن سوخته در آتش بی‌چاره‌گی. به فرض هوشیاری زن بر روی تخت بیمارستان، آیا دیدن دادگستر پس از خودسوزی مرهمی بر زخم اوست یا نمک بر زخم؟. لطفا خفقان بگیرید.

در ادامه. تایم‌لاین همان روز را پایین تر رفتم و با این توییت (اسکرین شات زیر۹ مواجه شدم.



مگر آن جا در تشکیلات شما سگ بسته اند که این‌گونه می‌نویسید و ادبیات بالا به پایین دارید؟. مگر شما پسماندهای عفونی چه‌کسی هستید که از عالم و آدم طلبکارید؟. مگر دادگاه انقلاب چیست به‌جز یک تشکیلات تروریستی نژادپرستانه و غیر قانونی که تشکیل شدن و ادامه‌ی کارش «خلاف و جرم» است؟. چه کسی به شما اجازه داده در شبکه های اجتماعی و به‌ویژه توییتر حاضر شوید و از این لحن و ادبیات بهره ببرید؟. نکند فکر می‌کنید فقط شما چشم دارید و کثافت‌کاری‌های جنایت‌کارها و مافیا را در شبکه های اجتماعی می‌بینید و دیگران توان دیدن و درک کردن ندارند؟. نکند فکر می کنی کسانی که این ویدیوها (اسکرین شات های پایین‌تر) از احتمالا همان رییس دادگستری که بر بالین زن سوخته‌ی بندرعباسی حاضر شده، در توییتر آپلود کرده‌اند، مردم و «دوستان» مردم و فرودست ها بوده‌اند؟. نکند فکر می‌کنید کثافت‌کاری باند خودتان و اکانت های کرایه‌ای شبکه های اجتماعی و اقدام‌های خلاف قانون برای سیاست گذاری برون مرزی ایران داخل خاک ایالات متحده آمریکا و چین و روسیه و اروپا و بریتانیا بر همه پوشیده است؟. در توییتر که همه «دوستان» هستید، پس به من بگو توییت های تهدیدآمیز را برای چه کسی می‌نویسید؟. نگران نباش، "مرتبط‌های داخلی" و خارجی شما نیز معلوم هستند و «مجبور» به پاسخ‌گویی خواهند شد.






به دادگستری هرمزگان بگو، اگر این شخص که با عنوان رییس دادگستری استان به گمرک رفته تا بنز و بی‌ام‌دبلیوی وارداتی با ارز دولتی و توقیف شده را به سود واردکننده و دلال و آخوند و نورچشمی از انبار بیرون بکشد، همان است که برای دلجویی زن آتش گرفته از ستم به بیمارستان رفته، حسابش با فرودست ها تسویه خواهد شد.

این‌جا بیخ گوش ما در پایتخت، هرکه در شهرداری و دولت و دیگر «قوا» وارد شد به ستم و دزدی دست زد و داد ما به جایی نرسید که مثلا: آهای حناچی پفیوز! این قواره‌هایی که دانه دانه پای کوه البرز مجوز ساخت در اراضی ملی و خارج از محدوده می‌گیرند تا اقامت‌گاه خانم ها- آقاها به ساختمان دانشگاه آزاد حرام‌زاده نزدیک باشند، تخلف و جرم و دزدی است. ولی کو گوش شنوا و شرف؟. من پیش‌ترهم نوشتم و هشدار دادم که کلان‌شهرها در پروژه‌هایی کاملا هوشمند، «خانه به خانه» در حال تصرف هستند و نمی‌دانیم در ایران چه می‌گذرد.


تاریخ روز جاری ۱۲:۴۷ سی آبان ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی و ویرایش املا و انشا.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

استرالیا در فهرست انتشار اپلیکیشن های دولتی ردیابی کووید ۱۹

حقوق کدام زن ها؟. کدام حقوق بشر؟. کدام عدالت و برابری و انسانیت؟. خطاب به آخوندهای مجری جنگ زرگری جمهوری جعلی اسلامی