حافظهی تاریخی به وقت قطع شدن اینترنت ایران در آبان ۱۳۹۸
شب گذشته بیست و پنجم آبان ۱۳۹۹ یک پست (رشته توییت) در مورد اظهارات عوامل رسانهای حکومت یا کاربرهای خارج از ایران به وقت قطع بودن اینترنت شهروندهای ایران به چشمم خورد که تاکنون ندیده بودم. پیشتر در مورد اشتباه های راهبردی جمهوری اسلامی نوشتهام و حالا در دسترس نیستند و دوباره مینویسم. کسانی که مانیتور میکنند، باید زیر ۲۵ سال سن داشته باشند تا قدرت کافی و تمرکز لازم را همیشه حفظ کنند ولی خطای راهبردی نظام مقدس این بود که به مشتی انگل که مشخص نیست کیستند و از کجا آمدهاند و کجا آموزش دیدهاند و به چه منظوری کار میکنند و از چند جا دریافتی دارند، پس از گذشت چند سال کار نامنظم و کسب مهارتهای اولیه در کار مانیتور، مجوز تولید محتوا داد و برچسب خبرنگار و روزنامه نگار و تحلیلگر زد تا به وقت ضرورت، تهدید و تحدید و ارعاب همگانی را دستور کار قرار دهند(وریفایدها بماند در یک پست دیگر). امروز دیگر بازی تغییر کرده است. البته من همیشه خشونت را محکوم کردهام و حتی اگر مردم بخواهند دور گردن اچ سلیمانی آفتابه بیندازند و در همان مسیرهایی که نوشته، بچرخانند، هرگز اجازهی این اقدام را نخواهم داد ولی تا پای دادگاهی کردن و مجازات کسانی که برای تجزیهی ایران دست به هر کار و اقدامی زدند میایستم و حاصل کار را تقدیم میکنم به سرویس های بین المللی که به واسطهی جمهوری اسلامی به شما روادید و آموزش و خدمات مفت و سرویس دادند. حاصل را تقدیم میکنم به روسیه و چین و ژاپن و شرقی ها و ترکیه و عراق و سوریه و موساد و اتحادیه اروپا و بریتانیا و غربیها. تا بیاموزید بهجای خونریزی و بیعدالتی و نابرابری، پی صلح و عدالت و برابری باشید. خشونت چیزی نیست که گسترش نیابد و بومیهای ایران قادرند امنیت خودشان را تامین کنند و اجازه ندهند خشونت به سوی شما سرازیر شود. اما انگار بیزنس تراشهی تحت تسلط شما آنقدر مهم است که حاضرید از کودکها و جوان های کشور من قربانی بسازید و وقت سرکوب آنها، چنین محتوایی تولید کرده و به دنیا مخابره کنید.
خانمها- آقاها دو اسکرین شات از این پست نسبتا بلند توییتری را ضمیمه میکنم، یاد داشته باشید هیچ برتری نسبت به دیگری نداشتید و هرآنکه به شما مجوز دسترسی به اینترنتی داد که بر روی شهروندها مسدود شده بود، دست به بازی نابرابری زده که حاصل سومدیریت و بیکفایتی شما فرقهگراها و اسلامگراهای تندرو و مزدبگیرهای بیلیاقت بوده است. سقف صداوسیما را بر سر موساد و سقف آموزش پرورش را بر سر آخوندهای مورد تایید سفیر چین و روسیه و آمریکا خراب میکنیم تا درک کنند با تلویزیون ملی نباید قاچاق اعضای بدن و خون و کالا کرد! بلکه باید به کودکهایی که پدر بیکار دارند و بیمه و خدمات تامین اجتماعی دریافت نمیکنند و در استانهای کمبرخوردار ساکن هستند یا شناسنامه ندارند، آموزش داد. شرم ابدی بر آنها که دولت را با دلال خانه اشتباه گرفته اند و به بیگانه سواری میدهند. شرم ابدی به جمهوری جعلی اسلامی که تن به تغییر قانون اساسی نمیدهد و برای منافع فرقهای کمر به نابودی کشور بسته است.
تاریخ روز جاری ۰۲:۴۳ بامداد بیست و شش آبان ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. بدون بازخوانی و ویرایش. تقدیم به چپ و راست و بالا و پایین و مسلمان و کافر و همهی مزدورهای داخلی و خارجی.
نظرات
ارسال یک نظر