خانم ها/ آقاهای صاحب کانال و اکانت و لایک و بازنشر؛ اندیشمندهای بیمار
آیا تاکنون از بیرون به تماشای رفتار خودتان نشستهاید؟. آیا آخرین کارنامهی خودتان در انجام دادن کارهای سفارشی با سو استفاده از پول و مال مردم له مافیای اینترنت و شبکه های اجتماعی و بانک ها را یاد دارید؟. آیا وقت آن نرسیده به خود آیید و بهجای اندیشهی کسب پول با هر روش و راهی، حتی به وقت دست تنگی، کمی به حاصل و ثمر کارتان بیاندیشید؟. تاوان گاوبندی خبرنگار و روزنامه نگار و فعال رسانه ای با مافیای بورس را چه کسانی خواهند پرداخت؟. آیا از همان نخست بر همه مشخص نبود سودی در کار نیست و بازی بورس فقط یک برنده دارد و آنهم برگزار کنندهی بازی است؟. درست همانند کازینودار که همیشه برندهی نهایی است. اکنون چون بیمارهای رها شده به حال خود رفتار میکنید. گمان میکنید زندگی برای همهی مردم دنیا پایان یافته و محتوایی برای بیان کردن ندارید و برای نوشتن دست به هر اقدام بیارزشی میزنید. تو گویی «نذر زر زدن» دارید. وقتی با اعتراض مواجه میشوید نیز دهان معترض را گل گرفته و به اکانت های جعلی خودتان پناه برده و آنجا خودتان را بر روی جامعهی ناآگاه و نابلد و بیچاره خالی میکنید. باور ندارید بیمار شدهاید. باور ندارید در چرخهی باطل نوشتن در یک دایرهی بیهدف و بیمار گرفتار شدهاید و همچون کودک ها بر سر نوشتن و دیده شدن و لایک گرفتن و کسب درآمد کاذب، لجبازی میکنید. مفهوم سکوت کردن، اندیشیدن است. نه آنکه در جایی دیگر و بدون هویت مشخص، به تخلیهی خودتان پرداخته و به واسطهی دیگر بیمارهای بستری در آسایشگاه، افکار پریشان را داغ و برجسته و همهگیر کنید. لطفا خودتان را از طاعون شبکه های اجتماعی رها کرده و بیاندیشید. آیا نباید به خودتان رحم کنید؟. آیا نباید از آلوده کردن دیگران دست بکشید؟. لطفا بگویید «چه کنیم تا به خودتان بیایید»؟. شاید این راه سادهتری برای برقراری ارتباط با عامل های بیماریزا باشد. شاید به نتیجهای انسانی و عاقلانهای برسیم.
تاریخ روز جاری هشتم آبان ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. رونوشت به ارشاد اسلامی و صداوسیمای حرامزاده ها.
نظرات
ارسال یک نظر