مسلمان ها، فرقه ها، خط قرمز اعتقادی، سر بریدن انسان در پاریس، آزادی بیان، سانسور
شب بیست و پنجم مهر ۱۳۹۹ یک معلم تاریخ در حومهی پاریس (منطقه کنفلان- سنت- اونورین) به دست یک مرد جوان (در توییتر گفته شد نوجوانی زادهی مسکو روسیه با اصلیت چچن، پناهجو یا مهاجر به کشور فرانسه که به تازگی مرز قانونی کودکی را پشت سر گذاشته و وارد ۱۸ سالگی شده است) کشته شد و در روایت های مختلف آمده که گلوی مقتول بریده شده و عمل تکان دهندهی سر بریدن و یا گردن زدن رخ داده است.
| لینک به خبر روز ۲۵ مهر ۱۳۹۹ خبرنگار کد ۱۱۹۵ ایرنا با عنوان "پلیس فرانسه به تکرار چاقو کشی در پاریس با گلوله پاسخ داد" |
آزادی بیان حد و مرز ندارد. آن مسلمان و مسیحی و یهودی و فالوور دیگر ادیان که با هر دلیل و انگیزهای، برای اعتقاد خودش خط قرمز ترسیم میکند، در واقع آن خط قرمز را به زور اسلحه و مافیا دور اندیشهی دیگر شهروندها کشیده است. اساسا همانگونه که اندیشه حد و مرزی ندارد، نباید بیان آن نیز محدودیتی داشته باشد. به داخل مرزهای کشورم ایران برویم: روح الله خمینی را چه کسی خریداری کرده بود که فرانسه، دلیوری آن را بر عهده گرفت؟. آیا آخوندزاده ها یا مسلمان نماهای فرقهی شیعه مسلط بر رسانه های داخل و خارج میپندارند که هنوز چرخ بر پاشنهی مدیریت افکار عمومی با استفاده از بودجه و پول و جیب خود مردم، میچرخد؟. آیا بین باسوادهای شما و پرورش یافته های مکتب خمینی و خامنه ای و انگل هایی همچون حسن رحیم پور ازغدی و صادق زیباکلام در حوزه ها و دانشگاه های جعلی فرقهای و پراکنده شده در لندن و پاریس و واشنگتن و پکن و مسکو و برلین و رم، کسی هست به این بیاندیشد که پاسخ همهی اظهارنظرهای دینی- مذهبی(فرقهای) شما تنها شیشکی است؟ و هیچ سخنی وجود ندارد تا بین شما و مخالف های دزدی سازمان یافته و غارت و جنایت، به واسطه و پشت خط های قرمز مقدسات اسلام شیعه و سنی، پل ارتباطی مفید و موثر ایجاد کند؟. آیا بوریس جانسون که هماکنون لندن را بدون کنترل به حال خودش رها کرده و گویا تصمیم دارد سانسور «مخالفت پیرامون پروژهی سرمایه داری» را به کلاس های درس دورهی ابتدایی مدرسه های بریتانیا بکشاند و باری از دوش مافیای رادیو- تلویزیون- رسانه بردارد و اندیشهی خام کودک ها آنچنان که مافیا میخواهد شکل بدهد، تضمینی میدهد که انگلیس تا پنج سال دیگر با یک بحران جدی تروریستی، ضد پایداری امنیت داخلی مواجه نباشد؟. آیا بیبیسی و رویترز و سی ان ان و فاکس نیوز و بلومبرگ فکر می کنند با مداخله در سانسور کردن یکیک صدای اعتراض های مستقل در داخل کشورهای آسیا و خاورمیانه، میتوانند وضع را همانطور که تا کنون پیش بردهاند تحت مدیریت و کنترل داشته باشند؟. اجازه بدهید به نام برخی اشخاص اشاره داشته باشم و طبیعی است که خواندن کلمه ها جمله های پیشرو را به کسانی که هرگونه اعتقادات غیرقابل توهین دارند یا آزادی بیان را محدود به پروتکل های دیکته شدهی خودشان میدانند، پیشنهاد نمیکنم چون قطعا به آنها فحش خواهم داد و این، توهین به مقدسات محسوب میشود!.
دسته ها و گروه های مسلط بر رسانه های فارسی زبان پروژهی ایران با وجود اختلاف دیدگاه در «مرجعیت تقلید» و «بانک»، حول محور اسلام و فرقهی شیعه متحد هستند و همین اتحاد بوده که «جمهوری اسلامی» را سفرهای نان و آبدار و قابل مذاکره و «مقدس» ساخته و خطوط قرمز کهنهی آن هر روز پررنگتر از روز گذشته شده است. اما یک نقطهی اتحاد دیگر نیز وجود دارد که پشت خطوط قرمز است و اشاره به آن برای اعضای مافیا جرم منتهی به حکم سکوت باحقوق و برای مخالف های مستقل حکم حذف و اعدام اینترنتی و خفهشدن دایمی بدون حقوق دارد و آن «وزارت اطلاعات و امنیت کشور» است. پروژه چنان گسترده و پرشاخه و حاشیه است که هیچ کسی قادر به ترسیم نقشهی راهکار و پروتکلهای آن نیست و من نیز قرار نیست به همهی ماجرا ورود داشته باشم و فقط در حد توانم و بر پایهی مشاهداتم، به بخشهایی جزیی از آن اشاره خواهم داشت و حقیقتا گمان نمیکنم هیچ نظریه پرداز و صاحب نظری بتواند این پیچیدگی را به سادگی و مختصر قلمی کرده به آگاهی مردم برساند. اهمیت آغاز این بازی (مشخصا بازی در قالب ج.ا) بسیار زیاد است ولی بررسی و نوشتن کامل آن، حداقل اینروزها، در توان اینجانب نیست و از آنجا آغاز میکنیم که «واواک» ثابت کرد نه تنها غیرمسوولانه و جهتدار کار می کند بلکه در بازیهای عجیبی دست دارد که در شان یک سازمان اطلاعاتی- امنیتی نبوده و نیست و نخواهد بود و حالا که من به عنوان یک شهروند مستقل و بدون وابستگی این جمله ها را کنار هم میچینم، آنها در مسیری قرار گرفته اند که میتوان به این خطوط قرمز مقدس نزدیک شد و از برخوردهای تند فرقهای مصون ماند.
در کشوری که رسانه ها و کوچکترین فعالیت تولید محتوا کنترل و بازرسی و سانسور میشود، یافتن پاسخ این پرسش که مدیریت منسجم این اقدامها در دست کیست، کار دشواری نیست و پرسشهای جدیتر وقتی مطرح میشود که نگاه حذفی شامل همهی دستهها و گروه ها و اندیشه ها میشود، بهجز چند گروه و دسته و فرقهی خاص. بیزنس به قدری کلان و پرسود است که هیچ بازیگردانی حاضر نیست سود خودش را با کسی تقسیم کند و اتفاقا همین موضوع به نقطهی ضعف و ضربه پذیری در سطح کل دنیا تبدیل شد. نیروهای سانسور مجوز یافتند در تولید محتوا مشارکت کنند و ایده های شبکه های اجتماعی در سایهی شوم فقدان قانون های دقیق و سالم و برابر و عادلانه شکل گرفتند تا مافیا پا را فراتر از تصور ما، روی خرخرهی کشورها قرار دهد و ریموت کنترل جنایت و تبهکاری را مدیریت کنند و به هیچکسی پاسخگو نباشند. مافیا ناچار بوده و هست کسانی بیابد که «تن به هرکاری» میدهند کمترین گرفتاری ذهنی طبیعی (همچون خانواده و زندگی خانوادگی نرمال) داشته باشند و همهی توان خودشان را صرف «پروژه» بکنند، بدون این که احساسات و مسوولیت های انسانی خارج از پروژه بر روی کارشان اثری داشته باشد. آنها به توله گرگهایی تبدیل شدند که در بخش پروژهی کشور من، نخست سپرهای مقدس فرقهای ایجاد کردند و سپس حاشیهی امن مسلح داشتند و عبور از این خط قرمزها کار هرکسی نبوده و نیست. کار به آنجا کشیده شد که با کمرنگ شدن مرز کشورها، خطوط ارتباطی آنها با مافیای دیگر کشورها پررنگتر شد و مشاهدهگرهای ساده و از همه جا بیخبری همچون من، به تدریج این خط های ارتباطی را یافتند و انگشت حیرت را تا ساعد بر دندان گزیدند. آنها هر روز وقیحتر از روز گذشته، برای اجرای طرح های بیزنسی خودشان و دور زدن مانع های قانونی در دنیا، خطهای قرمز را گستردهتر و پررنگتر کردند و برای نمونه طی پنج دوره، هرسال پروژهای ضد امنیت ملی و بین المللی با عنوان «پیاده روی اربعین» را به شکلی احمقانه و با کیفیتی بسیار توهین آمیز و با بهره گیری از امکانات همگانی و دولتی اجرا کردند و با رها کردن مرزهای زمینی کشور، بزرگترین خیانتها و جنایتها و قاچاقها را ترتیب و شکل دادند و قلم ترسیم خط های قرمز را چنان بر زمین فشردند که پرچم رسمی و جعلی جمهوری اسلامی هم از اندیشهی مقدس فرقه در امان نماند و مورد توهین رسمی از سوی مقام های رسمی دولتی و مدیرها بخش جنایتکار خصوصی به عنوان شهرداری شهرهای ایران و سازمان ها و نهادهای خیریه و سازمان های توزیع کنندهی خدمت های اجتماعی داخلی و حتی امدادرسان های بین المللی قرار گرفت و برای این توهین کردنها، مجوزهای رسمی از سوی وزارت کشور و ارشاد و همه جا! صادر شد. طی این پنج دوره، کسانی همچون من ساکت نماندیم و اعتراض های خودمان را هموقت با تغییرها و بهروزرسانیها آنقدر پیشبردیم که به اعدام اینترنتی رسیدیم (جلوتر توضیح میدهم) ولی صدای ما از داخل به بیرون رسید و آنهایی که باید بشنوند، شنیدند. آنها چه کسانی هستند؟. پاسخ به این پرسش بسیار طولانی و غیر دقیق است زیرا همانطور که پیشتر نوشتم، شاخه های آن بهقدری گسترده است که پرداختن به آن از توان یک شخص خارج است و من برای جهتدادن به این یادداشت پرسشی را مطرح میکنم و به آن میپردازم. به فرض اینکه فرقهگرایی و در پیآن، حمایت های دولتی- شبه دولتی از فرقه گرایی در کشورهای منطقه با هدف ایجاد ناامنی منتهی به ادامهی غارت کشورها، در همان اتاق فکرهای «پی فایو پلاس وان تو ثری فور...» یا همان عبارت خودمانی «شورای امنیت سازمان ملل متحد» با استفاده از امکانات و فناوری های بهروز در ایالات متحدهی آمریکا، اروپا و آسیا، که در اختیار امنیتی ها قرار میگیرند طرح، برنامه ریزی و به مرحلهی اجرا در آمده باشند؛ آیا طرح کننده ها به آخر بازی فکر نکرده بودند و یا آیا واقعا برای مدیریت کرهی زمین و تجارت و محیط زیست و آب و خاک و هوا و جمعیت هیچ راه انسانیتری به فکرشان نرسید و اصلا راه کمهزینهتری وجود ندارد؟. امروز این پرسش را میتوان با اتحادیهی اروپا و ایالات متحدهی آمریکا و چین و روسیه و بریتانیا و ژاپن مطرح کرد، زیرا بریده شدن سر یک معلم تاریخ با داستانی که شرح و حاشیهی آن در بالا آمده، موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت و به ریشه های آن، در حداقل دهههای گذشته که خودمان بر روی این کرهی خاکی نفس کشیدهایم و شاهد ماجرا بودهایم، اشارهای نکرد. امروز امنیت بین المللی حرف نخست را میزند و من به عنوان کسی که تحت هیچ شرایطی ناامنی را در هیچ نقطهای از کرهی زمین برنمیتابم و هیچ سودی را برتر از امنیت نمیدانم از کشورهای درگیر جنگ در منطقهی خودمان میپرسم که: آیا هنوز مایل هستید چشم های خودتان را بر روی واقعیت ها ببندید و بهجای اولویت بخشی به امنیت و پایداری صلح، به روشها و رویه های زنگ زده و پوسیدهی گذشته ادامه دهید و توقع داشته باشید در منطقههای تحت مدیریت و تسلط خودتان هیچ ناامنی و بینظمی و جنایت و جنگی رخ ندهد؟. آیا میخواهید به جاسوس بازی و مخفی کردن تروریسم دولتی پشت گروه های شبه نظامی و غصب و غارت و خونریزی و تجاوز ادامه دهید و توقع داشته باشید با خیال تباه «کار اطلاعاتی- امنیتی تمیز»، شهرها و کشورهای خودتان را از هرگونه گزندی مصون نگاه میدارید؟. آیا میخواهید کار به جایی برسد که در قرن بیست و یکم با راه انداختن جنگ تراشه، آدمخوارها و شورشی های جنایتکار به صحنه بیایند و کار را با سواستفاده از سلاح های کشتار جمعی به پایان برسانید؟. آیا وقت آن نرسیده موساد به عنوان مرکز عملیات نژادپرستانه و قاچاق و عملیات تروریستی در منطقهی ما، با شاخه های مرتبط در روسیه و ترکیه و ایران و پاکستان و افغانستان و ترکمنستان و عربستان و لبنان و اروپا و چین و ایالات متحده و بریتانیا و دیگر منطقه هایی که دیگر نمیتوانیم از آنها به عنوان کشور یاد کنیم، تعیین تکلیف شود و آیا بازداشتن و محاکمهی چند هزار تبهکار دانه درشت که پولهای خودشان را در همین کشورها میچرخانند چنان ناممکن است که باید تا پای انقراض نوع بشر بر روی کرهی نابود شدهی زمین پیش برویم؟. پاسخ ها بر همه معلوم است و همه میدانیم کلیات توافقهای پس پرده چیست و اتفاقا بخش مورد اختلاف فرودست ها با اتاق فکر جهانی همین توافق نامیمون است. شما توافق کردهاید رهبرها و سلطان ها و رییس جمهورها و مسوولها و همهی متخلف های مستحق مجازات پروژه را در قفس قرنطینه نگه دارید تا یا به مرگ طبیعی حذف شوند و یا به محاکمه های ریز نمایشی تن بدهند و از کار کنار بکشند و در راستای همین «وقت»ی که به چنگ میآورید، پروژه های دیگری را بر پایه های همان نظام مافیا قدرتمند امنیتی به مردمی تحمیل کنید که نظم نوین جهانی و عدالت و برابری و شدیدترین مجازات ها برای متخلف ها و مجرم ها را طلب میکنند و همین باعث شده نزاع رسانه ای به مرکزیت عریان لندن و واشنگتن و اروپا و آسیا در کل دنیا رخ بدهد و نیروهای سوخته و از رده خارج شده با استفاده از پول های بیحساب تحت مدیریت بانک های تروریست، به ایجاد ناامنی در دیگر کشورها ادامه دهند و در حالی از جوان های ناآگاه قربانی بسازند که بیشرمانه صداهای آگاه کننده را ضد منافع ملی کشورها و امنیت بین المللی خفه می کنید، زیرا به شبکه های اجتماعی تسلط دارید؟. نه عزیزهای دارای خط قرمز مقدس!. اینجاست که کلاهها در هم فرو میرود و بهتر است که مقدسات خودتان را از زیر دست و پا جمع کنید زیرا «وسط دعوا حلوا خیرات نمیکنند».
اینجا یادداشت را تمام نمی کنم زیرا بخشی را که وعده داده بودم در مورد سانسور کردن هدفمند و خفه کردن صداهای مستقل بدون حامی و سازماندهی اعدام های اینترنتی بنویسم، هنوز تایپ نشده و به «دوستان» میگویم که حین تایپ کردن این متن دوباره و چند باره به این نتیجه رسیدم که نباید به شکل گسترده به نام شخصها اشاره کنم ولی این حق را همیشه برای خودم محفوظ میدانم که بدون هیچ ملاحظهای در مورد کسانی که در بازی مقدس سانسور به نفع مافیا، که جمهوری اسلامی بخشی از آن است، ایده پردازی و ایفای نقش کرده اند، بنویسم و به اقدام های آنها اشاره کنم. پس به همین مقدار که در زیر خواهید خواند بسنده کرده منتظر اقدام های سازندهی بازیگردان ها برای پایان بازی کهنه و درانداختن طرحی نو و عادلانه و برابر میمانم.
پس از قتل معلم تاریخ در پاریس این اظهارنظرها که در اسکرین شات زیر مشاهده میکنید نظرم را جلب کرد و خدمت آقای فقیهی عرض میکنم: تا پیش از انفجار خجیر یا پارچین در تیرماه ۱۳۹۹ فکر می کردم در خارج از کشور هستی و مایل نبودم زیاد از حد خودت و شعورت در موردت بنویسم. امشب و بامداد روز جاری برایت مینویسم با توجه به بخش ابتدایی همین یادداشت و در نظر گرفتن اینکه احتمالا در تهران و همین هوای آلودهی شهرم نفس میکشی، برای مردم ایران توضیح بده که خط های پر اهمیت قرمز اعتقادات تو دیگر مسلمان های همپیمان تو، لای لنگ زندگی و حریم خصوصی مردم کشور من و دیگر کشورهایی با حاکمیت مسلمان، چه میکند؟. کدام شخص- اشخاص گردن کلفت و فاسد روی کرهی زمین پشت تو و «دوستان» هستند که وکیل المسلمین شده ای بیپروا از اعتقادات یک میلیارد مسلمان دفاع همگانی می کنی؟ و توضیح بده تو شاشو چه کسی هستی که از یکمیلیارد مسلمان با یک میلیارد اندیشهی متفاوت سخن می گویی؟. آیا پدرت به تو نیاموخته تا گنده تر از دهان کثیف خودت سخنی نگویی و نظام آموزش و پرورش و آموزش عالی چه نقشی در تولید تو داشته اند؟.
آقای فقیهی، تو که خیلی خوب درس پس می دهی و میدانی "نشان دادن به معنی اشاعه و تکرار است"، برای مردم ایران بگو چه کسانی بر شهرها مسلط هستند که سیاهی را به جای پرچم رسمی جعلی جمهوری اسلامی بالا میبرند؟ چون که نشان دادن به معنی اشاعه و تکرار است و یک دلیل بیاور که نباید مدفوع سگ بر آن سیاهی مالیده شود؟. برای مردم توضیح بده کدام باند بر آموزش و پرورش ایران مسلط است و با سواستفاده از فناوری و در کوتاهترین وقت به شکل گسترده به مغز دخترها و پسرهای شش سالهی پیش دبستانی درس «سردار قاسم سلیمانی» میچپاند و چرا خواهرزادهی من باید ماه ها کابوس ترور و قتل را هنگام خوابیدن تجربه کند و یک دلیل بیاور که من به مدرسهی او نروم و شلوار مدیر مدرسه را از بام ساختمان آویزان نکنم؟. تو که در رسانه ها صاحب نفوذ هستی و در مدیریت سانسور دست بر آتش داری، به مردم بگو عاقبت پروژهی پیش از انقلاب فرودگاه جنوب تهران که آن را «امام خمینی» نامیدهاند و زمین های اطراف آن، چه شد که حالا فرزندها و ریزه خوارهای همان گروه "معتقد به نشان دادن برای اشاعه و تکرار"، همچون نازیها و داعش به چابهار و منطقه های آزاد و اقتصادی و تجاری حمله کردهاند و آنها دقیقا برای منافع چه کسانی کلنگ میزنند و حقوق مردم ایران این میان کجاست؟. برای مردم بنویس چه کسانی پشت شما و باند شما هستند که آزاد و رها میان خطوط قرمز خطرناک و کشندهی مسلمان ها، مسیحی ها و یهوی های دنیا، خط های سبز و زرد و بنفش و فیروزه ای به ظاهر مجاز ارتباطی با سازمان های امنیتی بیگانه و حتی شبه امنیتی- شبه نظامی در ظاهر دشمن می کشید و فضول های پرسشگر را به یک اشاره اعدام اینترنتی و حذف میکنید و آیا میتوان برپایی و مدیریت جنگهای زرگری رسانه ای میان حرامی های چون باند شما و المانیتور و نایاک و فارس نیوز و شرق و مشرق و میزان و ایرنا و ایسنا و شعبه های پرشمار لندن و اروپا و واشنگتن و بورس و دیجی کالا و ایرانسل و روبیکا با انسان های فرهیخته همچون روانی های جنایتکار افدیدی یا بکس اوراسیا را از پروژههای شیریاخطی شما ارزیابی کرد؟ و اگر چنین است، با چه مجوز و شهامتی مردم را خر فرض کردهاید که از رعب و وحشت پوچ رسانهای شما بترسند و گزارش استشمام خون جوان های ناآگاه از این اقدام ها را به مردم ندهند و از امنیت کشورشان مقابل تروریست های تندروی مسلمان- شیعه که کمر به تجزیهی ایران بسته اند، نگهبانی نکنند؟. آیا میتوانی به پرسش کاربرهای سینه سوختهی شبکههای اجتماعی پاسخ بدهی که آقای امیر رشیدی کیست و به کجا وصل است که قلدری سایبری را له مافیا مدیریت کرده و نقش خلخالی را در توییتر و اینستاگرام و گوگل و غیره بازی میکند و اساسا این شبکه های اجتماعی تا کی میخواهند در بازی مافیا، رل و نقش خبرکش پفیوز و قاضی مادربهخطا و دفن کنندهی جسد قربانی را بازی کنند و در جلسه های بین المللی مجازی شرکت های خصوصی خودشان به ریش مردم دنیا و سازمان بیکفایت ملل متحد و حقوق بشری های خودفروخته بخندند؟.
| آقای رشیدی بیشرف، لطفا به «دوستان» بگویید بیش از هزار و پانصد نام و نام خانوادگی آمادهی پیوست به این تصویر دارم |
آقای فقیهی، بدان من با آگاهی به اینکه ممکن است در روند درمان مادرم و تهیهی داروهای مورد نیازش اختلال غیبی ایجاد شود، لاستیک های خودروی خانوادهام پیدرپی و بیدلیل و حتی در پارکینگ خانه پنچر شوند، خودم از پنجرهی اتاقم به بیرون هدایت شده یا آب آشامیدنی آبگرمکن خانهی پدری مسموم به سم شود یا در یک حادثهی عجیب قطع نخاع شده و حتی با حکم شرعی مراجع تقلید اسلام به گردن زدن محکوم شوم، اقدام به نوشتن میکنم و مجبورم بدون بازخوانی و ویراش مطلب را پست کنم تا از گزند سانسور شدن و پریدن پست در بلاگر گوگل مسدود شده بگریزم، ولی میدانم بخش بزرگی از مسوول ها، امنیتی ها و انتظامی های کشور پاک و حتی ناآگاه هستند (که اگر نبودند، هماکنون وقت تایپ کردن و مانیتور شدن توسط باندهای موازی تروریسم سایبری همچون آقای امیر رشیدی کارشناس بیبیسی، چند ناشناس به اتاقم میریختند و داخل گونی میبردند!) و همانها از من مراقبت خواهند کرد، پس لطفا به افشاگرهایی که قرار است برجسته شوند بگو «نذر سکوت به وقت کرونا» از اوجب واجبات دین مقدس است زیرا رقص بندری روی امواج رسانه با دیتای سوخته و دستمالی شده، برای کسب نام، به سقوط آزاد در فاضلاب هایی عمیق منجر خواهد شد. برازندهی استاد یاشار سلطانی نیست که مانند کودک های نوپای طمعکار، در دام نمایش پستونک هایی طلایی و خوشمزه و خوش فرم با طرح های جذاب و جنس نانو الیاف نرم مافیا بیفتد و در صورت امکان از ایشان بپرس چه ارتباطی بین آقای ابراهیم رییسی و محمد باقر قالیباف و محسن هاشمی رفسنجانی و سازمان خامنه ای و مجمع تشخیص مصلحت نظام و واواک با ستارهی افشاگری (احتمالا در ظاهر مسلمان شیعه- به من ارتباطی ندارد که بدانم یا تحقیق کنم و چون اظهار همگانی نکرده، نمیدانم) در شبکه های فارسی زبان وجود دارد؟. میدانی که کدام شبکه ها را میگویم؟. همان ها که همهی گرانی ها و تورم و مشکل های اجتماعی و دارو و ارز و خودرو و گوشت و ماست و پنیر و نان بربری را پای حسن روحانی مینویسند و به سبک کلاه سفیدها در سوریه، کلیپهایی به همراه فحش و ناسزا فقط به رییس جمهوری اسلامی برای آنها مخابره میکنند. لطفا به ایشان بگو اگر قرار باشد از مسوول ها حسابکشی شود، قطعا نام آقای رییسی و آستان قدس و ستاد اجرایی و بنیادها و (همهها، همه) دفترهای برون مرزی آنها در فهرست حسابکشها نخواهد بود چون باید همچون آقای رییس جمهور حساب پس بدهد و امکان دارد بدهی ایشان به مردم ایران، بیش از بدهی حسن روحانی باشد.
«دوستان» مجری و هنرمند و مدیر در صداوسیمای حرامزاده؛ اگر از شما یادی نشد به پای بیمهری من نگذارید. بخش ارتباطات و اپراتورها و صداوسیما نیز میتوانند به پرسش های مطرح شده پاسخ بدهند و سپس «یا علی» گویان استودیو و دفتر کار خودشان را ترک و به نقاهتگاه ۲/۰۰۰ تختخوابی ارتش بروند. ولی لطفا بیاموزید در فرهنگ ایران «یا علی» گفتن به مفهوم خداحافظی کردن و بدورد گفتن نیست یا نوشتن اعتقادات بر در و دیوار سالن ورزشی برای تصویر برداری و پخش در رسانه و اجرای مداحی به جای رقص و پایکوبی در ورزشگاهی که دخترها و زن ها به ستم از حضور محروم شده اند نمایش مادرسهنقطه بودن است و مجبور کردن دختر- کودک ورزشکار زیر سن قانونی به تقدیم کردن مدال قهرمانی خودش به شهید مدافع حرم و تصویرگرفتن با موبایل از او و پخش از تلویزیون کار کثیفی است و حذف زن ها و ساز و رنگ و شادی و تحرک و نشاط از زندگی مردم، پروژهی مرتبط با موساد و لندن و بازار مدیا است و یا حجم فروشی اینترنت و تحمیل لینک جاسوسی به دستگاه هوشمند فرودست ها و هک کردن گستردهی کاربرها جنایت علیه بشریت است و دروغ گفتن پیش از گناه بودن، جرم است و گاوبندی چهل ساله با هالییود برای سانسور آثار سینمایی تجارت لجن اندر لجن است و نمایش ۲۴ ساعتهی آخوند از تلویزیون ملی یک کشور، اقدام آگاهانه برای بیمار کردن دستهجمعی و پرشمار مردم و نابودی جامعه بر اثر افسردگی است و وضعیت قراردادهای اینترنت و خدمات تحت تسلط شما و عدم ایجاد بستر امن داخلی برای ارتباط و اظهار نظر کردن شهروندها و صاحب نظرها با هدف کسب سود هزار فامیل با شرکت های خصوصی خارجی(شان) اقدام علیه امنیت ملی و جرم بین المللی است و وقتی اعتقادات خودتان را زیر دست و پا میریزید تا بخشی از آن به مخ مردم ناآگاه فرو برود، ممکن است با توهین مکرر مواجه شوید، حرام لقمه های بیشرافت حیوان صفت تروریست داعشی.
اگر نفسی بود، تا درودی دیگر بدرود. تاریخ روز جاری ۰۶:۱۵ بامداد بیست و هشتم مهر ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان. توضیح ضروری: نوشتن از چند ساعت پیش آغاز شد و به دلیل کند شدن سرعت دستگاه و اینترنت، قادر به بازخوانی و تصحیح احتمالی خطاها در نوشته و عکس ها نیستم. پس از انتشار هیچ مطلبی اصلاح کلی و یا حذف نخواهد شد و اگر عکسی را به اشتباه آپلود کرده باشم، تصویر مورد نظرم را زیر آن پیوست میکنم. مفهوم: این پست از طرف خودم و با ارادهی اینجانب تغییر محتوایی کلی نخواهد داشت و حذف نخواهد شد.
نظرات
ارسال یک نظر