به بانوی جوان ناشناس حافظ محیط زیست بندر انزلی

 عصر یکی از روزهای مهر ماه ۱۳۹۹ به همراه خانواده‌ام به ساحل قو در شهر انزلی رفته بودیم و به وقت کرونا آن‌جا را شلوغ یافتیم و حضور مسافر یا غیر بومی بسیار کم تر از بومی‌ها بود. زنی را دیدم که کیسه‌ی زباله‌ای در دست گرفته بود و پلاستیک های به‌جا مانده روی ماسه‌های ساحل دریای خزر را دانه‌دانه برمی‌داشت و داخل کیسه می‌انداخت. از دور او را تماشا می کردم و هنگامی که با مادرم کنار آب قدم می‌زدیم، او کیسه‌ی پر شده را کنار سطل زباله‌ها قرار داد و سپس آهسته به کنار آب رفت و ایستاده به دوردست شمال خیره شد. ما چند مرتبه از کنار او گذشتیم و او به همان شکل در سکوت و بی‌حرکت افق دریا را تماشا می کرد و مرتبه‌ی آخر که کنارش رسیدیم، دیدم که اشک می‌ریزد. خانم گرامی؛ بسیار مایل بودم با شما گفت‌وگو کنم و پرسش‌هایی در میان بگذارم ولی به دلیل حال خوبی که داشتید، مزاحم نشدم و شاید روزی در آینده، دوباره شما را ببینم و آن‌گاه گفت‌وگو کنیم. با آرزوی سلامتی برای همه‌ی کسانی که بی‌مزد و منت به فکر خاک و میهن و خانه هستند. تاریخ روز جاری بیست و هفتم مهر ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان.


به روز رسانی ۰۲:۱۵ بامداد روز سی مهر ۱۳۹۹. به تصویری که هم اکنون از خودم در ساحل قو بندرانزلی به دستم رسید، توجه فرمایید. عکس با موبایل و به دست رضا. تاریخ دقیق روز عکس برداری را یاد ندارم و ابتدای نیمه‌ی دوم مهرماه ۱۳۹۹ در نظرم مانده است.



نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

استرالیا در فهرست انتشار اپلیکیشن های دولتی ردیابی کووید ۱۹

حقوق کدام زن ها؟. کدام حقوق بشر؟. کدام عدالت و برابری و انسانیت؟. خطاب به آخوندهای مجری جنگ زرگری جمهوری جعلی اسلامی