روزی خوارهای جنگ و نمایش های دروغ
هرسال همین روزها، یک گروه تنپرور و مفتخور و نادان و ناآگاه و وراج، پیرامون جنگی مینویسند که هیچ درکی از آن ندارند و چنان با کلمه ها، جملههای تاثیرگذار قلمی میکنند که مو بر تن همدورهایهای بیسواد خودشان سیخ میشود ولی هیچ کدام از این اوباش رسانه ای مافیا و دولت تروریست جمهوری اسلامی، تلاشی نکردهاند و زحمتی به خود نداده اند تا به درب خانهی یکی از همان "قهرمان های از جان گذشته و قابل احترام که امنیت امروز حاصل مجاهدت دیروز آنان است" بروند و حالی بپرسند و گپی بزنند و سخنی از ایشان نقل کنند و دردی را درمان باشند. در مورد اینجانب که اگر راه داشت، شما آخوندزادهی حرام لقمه که به هیچ دین و صراطی مستقیم نیستی ولی لحظهای از اندیشهی تباه برافراشتن پرچم فرقه ی داعش در سطح شهر و خیابان فارغ نمی شوی، جوراب پشمی در دهانم فرو کرده و حوله ی خیسی روی صورتم انداخته و ۲۰ ثانیه صبر میکردی تا ریههای خسته و بیمارم از اکسیژن و خردل و یا عامل اعصاب خالی شود و با خیال راحت پی ادامهی راه هموار خیانت به ایران را میگرفتی. شرم بر شما که آگاهانه دروغ میگویید و از جانب ما که هنوز زنده هستیم و پس از جنگ، خود را کودکی بیسواد و بیهدف یافتیم و هیچ ادعا و مطالبهای نداشتیم و مدرک و سندی جعل نکردیم و رانتی نجستیم، حرف میزنید و داستان سرایی می کنید. شرم بر غرب و شرق که با هدف استعمار کشورم، از شما بیلیاقت ها حمایت و پشتیبانی امنیتی- مالی میکند.
تاریخ روز جاری دوم مهرماه ۱۳۹۹. استان تهران. مهدی حیدریان.
نظرات
ارسال یک نظر