آخ، ای نوید!
آقای نوید افکاری؛ امیدوارم تا لحظهای که به هر شکلی جان باختی، از بازی آگاه نشده و با دل شکسته نرفته باشی. آه که جگرم سوخت. آه، نمیدانی چه حس بدی است که با بهای سنگین و دست خالی و بدون حمایت و زیر فشار شدیدترین سانسورها، از جان جوانهای ناآگاه هموطن خودت نگهبانی کنی و ناگهان شبیخون بخوری و با چشم ببینی قربانی می برند و کاری از دستت ساخته نیست. آه، ای کاش جان میدادم و حال مادر بیگناه تو را نمیدیدم و حاشیه های پس از قتل قانونی تو را نمیخواندم. آه، از اینهمه ظلم و فریب و خیانت و جنایت و قربانی ساختن از ناآگاه ها توسط گروه های نشسته بر سفرهی انقلاب، با برچسب های رنگارنگ مسلمان و مسلمانی و اسلام. آقای نوید افکاری، با خانوادهات سخنها دارم و به زودی آنها را خواهم نوشت و قول میدهم از هیچ جریان و فشاری هراس به دل راه ندهم و سد راه قربانی کردن جوان های ناآگاه باقی بمانم. چندی صبر میکنم تا بورس بازهای صداوسیمای حرامزاده و خبرگزاری های بیگانهی مزدور و رسانه های انگل و اعضای مافیای بین المللی چپاول، سرگرم پروژه های نو شوند و آنگاه با شما حرف میزنم. با جوان های ایرانی از جزییات سخن خواهم گفت و آنها پس از آگاه شدن، وظیفه خواهند داشت دیگر رفقا و نزدیکها و عزیزها و مردم را آگاه کنند زیرا سکوت پس از آگاه شدن، خیانت به همهی مادرها و خواهرها و برادرها و پدرهای ما در سراسر ایران است.
کلمه های کلیدی: نوید افکاری
Navid Afkari
نظرات
ارسال یک نظر