نمرهی ۲۳ روز شانزدهم شهریور ۱۳۹۹- آقای حسن روحانی حرام لقمه، راهبرد مقابل مسلط ها بر ایران تغییر جدی خواهد کرد
بیش از یازده روز پیش استان تهران را به مقصد گیلان ترک کردم تا کنار پدر و مادرم مشغول خدمت و انجام وظیفه باشم و از روز ششم تا پانزدهم شهریور ماه، ارتباط تلفن ثابت مکان سکونت دایمی ما در این استان قطع بود و بازرسی مخابرات گیلان اظهار کرد که کابل های منطقه (چند روستای حاشیهی شهر رشت) را دزدها، بریدهاند و بردهاند و مشخص نیست چه وقت خطهای تلفن وصل شوند چون قرار است کابل های زمینی کشیده شود و برنامهای برای انجام این کار وجود ندارد. از وضعیت آنتن دهی و پوشش ارتباط تلفن و دیتای همراه (موبایل) و کیفیت آب لوله کشی که همهی اهالی روستا میآشامند (آب آشامیدنی) هم برایتان نمی نویسم تا بیش از این غم فراق مرا نداشته باشید. چند روز پیش مرد جوان حدود ۴۰ سالهای که در بازارهای هفتگی روستاها و شهرهای جنوب استان می چرخد تا محصولهای کشاورزی خودش را بفروشد، پدرم را کنار بساط خودش و خودروی سواری ما متوقف کرد و در حالی که سعی داشت نظر من و مادرم را در داخل خودرو به خودش جلب کند، چیزی روی صفحهی تلفن هوشمند خودش به بابا نشان داد و سخنی گفت و دستی تکان داد و رفت. وقتی بابا داخل ماشین نشست از او پرسیدم که آن مرد چه میگفت؟. پدرم گفت که مرد میوه فروش، عکس رضا پهلوی را به او نشان داده و گفته: «ببین چهقدر خوش تیپ است». سپس پدر و مادرم خنده ای کردند و ساکت شدند ولی من درونم خشمی را تجربه کردم که ریشهی آن برای خودم کاملا مریی و شناخته شده است و به خوانندههای این یادداشت قول می دهم آتش حاصل از این خشمها که در دل شهروندهای ایران شعلهور است، به زودی دامن بازیگرها و بازیگردان های پروژهی ایران را میگیرد و چنان ضربهای به سازمان بیمارهای روانی تحت مدیریت علی خامنه ای و حسن روحانی جنایتکار وارد خواهد کرد که لرزش آن در مسکو و پکن و لندن و واشنگتن و رم و برلین و پاریس و برن و ژنو و ریاض و زوریخ و نمایندگی های دایمی و غیر دایم سازمان ملل و حتی آپارتمان های یک یک حامی های جمهوری جنایت کار اسلامی (داعش شیعه) احساس شود و آدم های رنگارنگ رسانه ای این سازماندهی تروریستی در داخل کشور و همه جای کرهی زمین، ناامنی را بیخ گوش خودشان حس کنند. ایران ما نیازمند راهبرد تازهی فوری با نتیجه های قابل مشاهده و لمس است و آخوندهای ادیان به ویژه مسلمان ها باید بدانند برنامه های ویژه ای انتظار آنها را میکشد. برنامههای که نه تنها ادامهی بیزنس های کثیف آنها را با نشان های فرقه ای غیر ممکن می کند، بلکه پول های انبار شده و مال های غارت شده و اراضی تصرف شده و ثروت های انباشته شدهی سران و بانک های آنها هدف قرار میدهد تا دیگر اندیشه و فرهنگ و امنیت و هنر و سلامت مردم ناآگاه و ناچار و بیچاره را هدف نگیرند و با سو استفاده از اسلحهی قانونی و سازمان های امنیتی دولتی و حکومت نظامی دینی، به شعور اندیشمندها و دگر اندیشها و دلسوزهای بشریت و انسان ها توهین نکنند. تا وقت نامشخص که به تهران بازگردم این وبلاگ را به روز رسانی نخواهم کرد و فقط در صورت فوریت و امکان دسترسی به اینترنت، مطلب تازه می نویسم.
تاریخ روز جاری یکشنبه شانزدهم شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۰۳:۰۲ بامداد. استان گیلان. حومهی شهر رشت. مهدی حیدریان
نظرات
ارسال یک نظر