معاونت امنیتی و انتظامی وزارت کشور

معاونت امنیتی و انتظامی کشور چیست؟. یک دکان فرقه ای در یک سازماندهی شبه نظامی- تروریستی دولتی که جلسه های آن با «کمیته» های مختلف برای مدیریت فرموده های سازمان خامنه ای و مطابقت داشتن جریان روزمره‌ی امور کشور با سیاست‌گذاری های این سازمان خیانت‌کار و هم‌کاسه‌ی موساد، برگزار می‌شود و فرماندهی آن با "دکتر حسین ذوالفقاری معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور" است که از او با عنوان های دیگری هم‌چون "رییس ستاد مرکزی اربعین" نیز یاد شده و پیش‌تر وقتی نام او را در رشته توییت‌های «فهرست اشخاص تولید کننده‌ی محتوای فارسی و تروریسم سایبری» در اکانت توییترم اضافه کردم، یکباره اکانت توییترم مسدود شد و دسترسی به آرشیو خودم را از دست دادم.

جلسه‌ی پانزدهم مرداد ۱۳۹۹ کمیته امنیتی، اجتماعی و انتظامی ستاد ملی مدیریت بیماری کرونا

آقای حسین ذوالفقاری می‌داند که من او را نمی‌شناسم و اگر اظهار نظری کرده‌ام، فقط به دلیل رفتار و کردار جاری او «حین مسوولیت» بوده و نه سوابق و گذشته‌ی او. آقا حسین! شما و «دوستان» فکر می‌کنید از «مورد پرسش قرار گرفتن» رها هستید و حلقه‌ی خبرنگارهای پولی و مزدور و نادان که دور خودتان جمع کرده‌اید ضامن غیرقانونی رصد دقیق و کنترل خروجی دهان همه‌ی مردم ایران هستند و ارتباط های آن‌ها با «تصمیم گیرنده های سیاسی پلتفرم‌های شبکه های اجتماعی شرکت های خصوصی هزار فامیل» برای خفه کردن مخالف های داخلی جمهوری تروریستی اسلامی کفایت می‌کند و با اشاره‌ی چشم و ابرو به آنان فرمان می‌دهید که چه کسی را حذف یا برجسته کنند، چه‌را بنویسند و چه را ننویسند و یا به سادگی از طریق بازوهای بین المللی مستقر در کشورهای دنیا، هزینه‌های رپرتاژ در محفل کثیف و تروریستی آن‌چه شما «رسانه های فارسی زبان خارج از کشور» می‌نامید، تامین کنند تا همان خزعبلی که روی خروجی فاسد داخلی قرار می‌گیرد، با عکس و فیلم و آب‌وتاب بازنشر کنند. اما بازی با این راهبرد، «ضد منافع و امنیت ملی» است و به شکل مسخره‌ای از سوی کسانی که مسوولیت تامین امنیت و منافع مردم را غصب کرده‌اند، زیر بار پرسش های فراوان قرار دارد و خوشبختانه پرسش‌گرهایی هستند که از سلامت جسمی و جان خودشان برای خدمت کردن بی‌مواجب به مردم شهر و کشورشان مایه گذاشته‌اند، از ابتدا بیان کرده‌اند که دشمن نیستند و سلاح دست نمی‌گیرند و مرگ کسی را نمی‌خواهند و فقط با اندیشه و قلم مقابل جریان «بخش داخل ایران مافیای بین المللی جنایت و قاچاق و تروریسم» قرار دارند و از افشای هرآنچه مشاهده می‌کنند یا در خبرهای رسمی می‌یابند، هراس ندارند. آیا این‌که یک محفل شبه رسانه‌ای دارای کدهای امنیتی نام خبرنگار و روزنامه نگار بر خود نهاده و کار یک گروه بزرگ از فرزندهای با سواد و باهوش این خاک را نیز کم‌اهمیت جلوه دهند و ضد شکوفایی آنان عمل کنند و در نقطه‌ی مقابل با سواستفاده از ثروت ملی و «آزادی جعلی غرب»، در خارج از مرزها چند گروه را مدیریت و تامین کرده که نه تنها سواد کافی برای «کار تحویل داده شده» ندارند، بلکه به دلیل های مختلف و پرشمار صلاحیت اداره‌ی زندگی شخصی خودشان را نیز از دست داده و طی یکی دو دهه، با آسیب های روانی جدی مواجه شده اند و شبکه های اجتماعی را به محلی برای جاسوسی و قاچاق انسان و تبه‌کاری و فاضلاب اندیشه‌ی ضد امنیتی- اجتماعی خودشان تبدیل کرده و نشان‌گر آسیب های اجتماعی را در کل دنیا به سقف چسبانده اند، مدیریت امنیتی- انتظامی نام دارد؟. آیا آموزه های فرقه ای شما سبب نشد مشتی لات چاقو- عربده کش به «بچه ها و فرزندهای انقلاب» تغییر عنوان داده و وارد دانشگاه شوند یا با مدرک های جعلی به داخل وزارت خانه ها نفوذ پیدا کرده و نمادهای دینی و فرقه‌ای مانند جای مهر بر پیشانی و دست گرفتن تسبیح و یقه‌ی سفید آخوندی و انگشتر سنگ‌های رنگارنگ دعانویسی شده، به جای اندیشه کردن برای خدمت و ارتقای کیفیت زندگی مردم و انسان بودن و انسان تربیت کردن قرار بگیرند. نکند مردم فرودست که غم معیشت و تامین اجتماعی دارند، وظیفه‌ی پرورش و گسترش اندیشه‌ی انسانی- اجتماعی را نیز عهده دارند؟ و صداوسیمای حرامزاده‌ی جنایت‌کار فقط باید بودجه بگیرد تا مداح هفت‌تیرکش و آخوند دوزاری و دعا و روضه خوانی فرقه‌ای و تبلیغ آبجوی حلال شیعه و روغن و رب گوجه فرنگی و ماست و قابلمه‌ی غیر استاندارد (و همه‌ی محصول های تولید داخل کشور توسط صنایع خصوصی سازی شده‌ی بنیادها و سازمان های گانگستری مد نظر آقای اسحاق جهانگیری و حسن روحانی و اصل ۴۴ قانون اساسی) و کنکور و چادر مشکی و فرهنگ جعلی- سلیقه‌ای اسلامی و بردگی زن های حذف و سرکوب شده و هرآنچه «مصرف گرایی کور ضد فرهنگی- امنیتی» می‌نامم، تهیه و پخش کند؟.



ایرج حریرچی معاون «وزارت بهداشت و دلالی سلامت و کووید ۱۹» نیز در کلوپ تسبیح به دست ها و ذاکرین آشکار اهل بیت اسلام شیعه ثبت نام کرد

کدام حرام لقمه‌ای به وزارت کشور و زیرمجموعه‌های آن اجازه و فرمان داد تا از فناوری امنیتی هوشمند که باید دولتی و ملی و تحت تسلط حاکمیت و ارتش باشد، دکان «خصوصی سازی شده» علم کنید و با آن به جان و زندگی مردم آتش بیاندازید؟. اگر برپایی چندین هزار دکل آنتن موبایل (تلفن همراه) در سطح کشور آن هم با پول خود مردم (پایه‌ی مخابرات کشور و تجهیزات آن از دزدی کردن مسوول های وقت و زدن جیب مردم شکل گرفته است) و وارد کردن انبوه گوشی هوشمند ناامن تلفن همراه و توزیع در بازار و استخدام چند ده‌هزار نیروی شستشوی مغزی شده‌ی تندرو با شخصیت سادیستی و سرکوب‌گر فاقد صلاحیت روانی، برای تولید محتوای فرقه‌ای و انتشار انبوه حدیث و سوره و آیه و روضه و مداحی و اندیشه‌ی خرافه و مشارکت در بازی لایک و ریتوییت و سین کردن، نقشه و راهبرد سازمان های جاسوسی هم‌چون موساد و کاگ‌ب و سی‌آی‌ای و ام‌آی‌سیکس و واواک و غیره نیست، پس چیست؟. چه کسانی تصمیم می‌گیرند تا با پول خود مردم، گوشی ها و دستگاه های هوشمند چونان «قلاده‌ی دیجیتال» بر گردن مردم ناآگاه بسته شود و حریم خصوصی به شدت نقض شده و یک گروه مشخص و سازمان یافته در دنیا، کسب و کارهای کثیف هم‌چون خرید و فروش دیتا با بیت کوین استخراج شده از ثروت های ملی به نرخ آلودگی هوا و محیط زیست و دلالی مواد مخدر و عضو بدن انسان و دختر بچه و دارو و اسلحه به دست گرفته و در نقطه‌ی مقابل مجوز بیابند تا خرافات در ذهن مردم فرو کرده تا لشکر و «سپاه اربعین» و «حج» و «زیارت دیوار ندبه» تشکیل دهند یا به گوشی شخصی تلفن همراه زن ها پیامک تهدید آمیز رعایت پوشش ارسال یا آن‌ها را احضار و کارت‌وعکس کنند؟. من نمی‌گویم شما چه هستید، اما شفاف می‌گویم شما اگر انسان بودید و آموزش و پرورش صحیح دریافت می‌کردید، هرگز برای پول و مقام و زندگی کردن خودتان، دست به این اقدام ها نمی‌زدید و از جامعه‌ی که می‌تواند در سلامت و امنیت باشد، یک جامعه‌ی جهانی بیمار روانی و خطرناک نمی‌ساختید. من نمی‌گویم رهبر و فرمانده‌ی ماهر و انسان فرهیخته‌ای هستم که باید جای شما را بگیرم و همه‌تان را در تیمارستان پذیرش کنم، بلکه می‌گویم تمامیت خواهی هزار فامیل «آخوندزاده ها- شاهزاده ها» با هدف غارت و چپاول و دزدی چنان دست به حذف و قلع و قمع اندیشه ها زده که چند نسل اندیشمندها از بین رفته اند و همین باقیمانده نیز توسط شما سرکوب و زنده زنده دفن مجازی می‌شوند تا از انسانیت چیزی به‌جز کالبد فانی باقی نماند. من نمی‌گویم با «تراشه» مخالفم ولی به صراحت می‌گویم با جنگ تراشه مخالف هستم و به‌زودی مردم خواهند فهمید چه کلاه گشادی بر سرشان گذاشته‌اید و ضد شما اقدام عملی می‌کنند و آن‌روز، من و هم‌فکرهای من صدایی نداریم تا آن‌ها را به پرهیز از خشونت دعوت کنیم. من نمی‌گویم ضد شما سلاح دست می‌گیرم و به سوی شما گلوله شلیک می‌کنم ولی اگر بین شما و مردم سنگر گونی شن برپا شود، من پشت سنگر ساخت مردم پناه می‌گیرم و به آگاه کردن آن‌ها ادامه می‌دهم. من نمی‌گویم نام آدم‌های گمنام امام زمان شما را فاش می‌کنم تا به دردسر امنیتی گرفتار شوند ولی با صراحت می‌گویم نام متخلف ها را افشا خواهم کرد تا بدانند کارهایی که شفاف نیست به فساد کشیده می‌شوند و کسانی که در آن مشارکت دارند، باید پاسخ‌گوی اقدام های خودشان باشند. من نمی‌گویم شما نمی‌توانید حذف فیزیکی کنید یا به زنجیر و سیاه‌چاله و اعدام بکشانید بلکه می‌گویم شما صلاحیت قضاوت و صدور حکم ندارید و باید برای اقدام های خلاف قانون و ضد انسانی خودتان در دادگاه صالح و عادل محاکمه و مجازات شوید و از بیان هرروزه‌ی آن هراس ندارم. من خیلی سخن برای نوشتن دارم که بیش‌تر آن‌ها به نفع شما نیست و این قلم هرگز به‌خواست خودش متوقف نخواهد شد و تا هستم به سود و در پشتیبانی امنیت و زندگی مردم می‌نویسم و کار خواهم کرد. تاریخ روز جاری شانزدهم مرداد ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان.




لینک به آلبوم عکس روز پانزدهم مرداد ۱۳۹۹ اصغر خمسه خبرنگار ایرنا که بهانه‌ای برای نوشتن فراهم کرد.


نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

استرالیا در فهرست انتشار اپلیکیشن های دولتی ردیابی کووید ۱۹

حقوق کدام زن ها؟. کدام حقوق بشر؟. کدام عدالت و برابری و انسانیت؟. خطاب به آخوندهای مجری جنگ زرگری جمهوری جعلی اسلامی