نمره ی 21 روز 2 شهریور 1399- مهره های مافیا وقت سوختن، اختیار کناره گیری ندارند چون دومینو فرو می ریزد
روزهای تصاحب قدرت و پس از آن، نشیه های سال های اوج دیکتاتوری، تجربه ای به نام تاریخ و سرنوشت دیکتاتورهای پیشین وجود داشت که هشدار بدهد پایان بازی چیست، ولی انسان ثابت کرده اگر فشار قانون سالم بالای سرش نباشد، دست به تکرار خطاهای غیر قابل جبران می زند. آقای حسن روحانی رییس جمهوری اسلامی؛ کسانی که خانه را بی حرمت و به خاک و هویت وطن توهین می کند، چگونه توقع دارند پس از مرگشان همان خاک، پیکر آن ها را پذیرا باشد؟. سازمان خامنه ای که اجازه ی نفس کشیدن بدون اجازه ندارد، اکنون به نقطه ای رسیده که «ترک خاک ایران» در اولویت های انتخابش قرار گرفته و نمی داند این خواسته از سوی پلیس مافیا پذیرفته می شود یا خیر؟. خواسته ی مردم همان است که پیش تر بود: تعطیل شدن قوا و برگزاری همه پرسی قانون اساسی و محاکمه و مجازات متخلف ها و جنایت کارها و غارت گرها در هرکجای کره ی زمین.
هرگز نپندارید بلاتکلیفی و زمین گیری و مرگ و حتی گوربه گور شدن کسانی که ایران را ویران کرده اند، دردی از مردم دوا می کند و خواسته ی قلبی آن هاست. ما انسان هستیم و در بدترین شرایط از انسان بودن خودمان نگهبانی می کنیم تا شباهتی با کسانی که انسانیت و اخلاق و معرفت را نابود می کنند، نداشته باشیم و هم چون جنایت پیشه ها از عذاب هم نوع خودمان لذت نبریم. شرافتمندانه مقابل عدالت قرار گرفتن برای خودتان خوب است که متاسفانه اختیار آن را نیز ندارید. مردم کشورم و منطقه، محاکمه ی کسانی که با حمایت بین المللی در ستم و جنایت به مردم فرودست کشورها مشارکت داشتند را از بخش سالم و عاقل جامعه ی بین المللی مطالبه می کنند. ما در آینده هرگز تن به خفت استعمار نخواهیم داد و با کمال میل برای ایفای نقش و ارایه ی خدمت سهم خودمان به دنیا مشارکت خواهیم کرد و آیندگان بدانند این روزها، جامعه ی ایران و خاورمیانه ساکت نبود و با وجود سانسور و حذف غیر حرفه ای و غیر انسانی و حتی ترور و انفجار میان غیر نظامی ها، از مقابله با فساد دست نکشیدیم و از هیچ چیزی هراس نداشتیم.
| عکس از خودم به وقت روز جاری |
| روحانی و خامنه ای و پوتین و ترامپ و جین پینگ و مرکل و ملکه و اعضای مافیا، دیگر در رسانه های مزدور نیز رونقی ندارند و سیگنال های لازم را پیرامون تغییر دریافت کرده اند. |
تاریخ روز جاری دوم شهریور 1399. تهران. مهدی حیدریان. ویرایش نشده.
نظرات
ارسال یک نظر