جان جان، من خودم صدتای فرهادم NP

حدود ساعت ۱۸:۱۵ با صدای بسیار بلند فریاد کمک خواستن یک مرد، به کوچه و مقابل ساختمان خانه‌ی پدری دویدم. دو جوان ۲۸ ساله سوار بر یک خودروی سواری بنز در حالی که گلآویز بودند و سعی در مهار کردن یک قمه داشتند، از درب راننده به بیرون افتاده و کف خیابان کشتی می‌گرفتند. مجبور شدم مداخله کنم و قمه را با هزار مکافات از دستشان خارج کرده و کناری منتظر بمانم تا پلیس بیاید. یک ساعت وقتم صرف این کار شد و خوشبختانه موفق شدم از یک حادثه‌ی ناگوار جلوگیری کنم و امیدوارم خودم کرونا نگرفته باشم چون پی‌درپی عطسه می‌کنم!. درود بر خودم. تاریخ روز جاری نوزدهم تیر ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان.

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

استرالیا در فهرست انتشار اپلیکیشن های دولتی ردیابی کووید ۱۹

حقوق کدام زن ها؟. کدام حقوق بشر؟. کدام عدالت و برابری و انسانیت؟. خطاب به آخوندهای مجری جنگ زرگری جمهوری جعلی اسلامی