پروژه ای که هرگز از آن سر در نیاوردم. "میدان گازی رام که بخشی از سهام آن متعلق به شرکت نفت جمهوری اسلامی است"
راستش پیشتر نیز از وجود این پروژه باخبر بودم و حتی مدتی نیز تحت تاثیر احساساتم، آنرا در برنامهی مطالعه قرار دادم و سپس اندیشه ام فرمان داد تا به فهرست دله دزدی ها اضافه اش کنم و مطالعه ای در کار نباشد!. امروز از این خبر روز پنجم اردیبهشت ۱۳۹۹ خبرنگار ۲۵۸۳ ایرنا زیر عنوان- "شرکت انگلیسی «سریکا انرژی» از افزایش تولید در میدان گازی رام که بخشی از سهام آن متعلق به شرکت نفت جمهوری اسلامی است خبر داد و افزود که این میدان برای عبور از نوسانات اخیر بازار نفت در وضع مناسبی قرار دارد"، استفاده کرده و از نیروهای حقوقی نظام مقدس جمهوری اسلامی و برای نمونه خانم لعیا جنیدی که روز جاری جمعه سوم مرداد ۱۳۹۹ به بهانهی تعرض هوایی به هواپیمای مسافربری ایرباس A۳۱۰ شرکت هواپیمایی ماهان، سکوت خودش را در سلول انفرادی دفتر ریاست جمهوری شکست و اظهار نظری حقوقی کرد، میپرسم: چرا مقابل دارودستهی مافیا که سالهاست ضد منافع ملی عمل میکنند و به دلیل های مختلف از حاشیهی امن برخوردار هستند، قرار نمیگیرید؟. مگر شما از جیب مردم حقوق دریافت نمیکنید تا نگهبان منافع ملی باشید؟. پس چرا سازمان های شما اطلاع رسانی را ضد تروریست های اقتصادی- سایبری دستور کار قرار نمیدهند؟.
آقای فرشاد کاشانی از شما میپرسم؛ آیا فکر میکنید تهران و بیروت ییلاق قشلاق خاندان خمینی و خامنه ای و صدر و حکیم و نصرالله و حزب الله و... بوده و هواپیمایی ماهان نقش تاکسی خصوصی ایفا میکند و سفیر گوسالهی چین در ایران علنی و آشکار و با اهداف انسان دوستانه از این شرکت هواپیمایی دفاع تمام قد کرده و کف شهر من و کنار خانه ام به یاوه گویی میپردازد، بدون آنکه هراسی از دریافت تودهنی داشته باشد؟. اینکه فکل کراوات کنی و پشت ادبیات حقوقی سنگر بگیری، چیزی از «ارزش های والای اندیشهی فرقه گرایانه»ی تو و همکاسه های حرفه ای تو کم نمیکند. شاید به دانستن جزییات بازی و دله دزدیها نیازی نداشته باشیم ولی از کلیات آن غافل نمیشویم و تمام قد و چهره در چهرهی داعش ایستاده ایم قربان. نمیشود تا آخر عمر تماشاگر بازی «دزدها و تبه کارهای بین المللی خفتگیر و آمر به معروف» باشیم و دم نزنیم. اگر لازم باشد برای محاکمهی آنها، از جان میگذریم.
تاریخ روز جاری سوم مرداد ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان.
نظرات
ارسال یک نظر