به دفتر ریاست جمهوری اسلامی
نه دلم برای حسن فریدون روحانی میسوزد که آخر عمری، تاوان گذشتهی تیره و تار خودش را پس میدهد و دچار و بیچارهی مشتی دلال حرفهای و دلقک موساد و کاگب و سیآیای و امآی۶ و اماساس و غیره شده و نه هراسی از گلوله خوردن و قطعه قطعه و یا از ارتفاع پرت شدن دارم. فقط دلم به حال مردم ایران میسوزد که زندگیشان بازیچهی سازماندهی امنیتی های در گل ماندهای شده که قادر نیست فساد را درون خودشان خفه و پروتکل ها را اجرا کنند و به همین دلیل، صدای تک تک مخالف ها را در داخل کشور خفه میکند. با همین استدلال است که برای «مسلط ها بر فناوری تراشه» مینویسم: کسانی را که امروز با آگاهی از فقدان قانون های مهم امنیت اطلاعات در کشورم و دنیا، با هدف بهره برداری کوتاه و بلند مدت از اطلاعات کشورم و تسلط به بازار تحمیلی اینترنت و گوشی و اسباب بازی های هوشمند، دست در دست باند کثیف فرقه ای مسلط به اینترنت ایران و اپراتورها و مخابرات میگذارند را پای میز محاکمهی بین المللی خواهیم کشاند و شک نکنید برای نگهبانی از کشورم کوچکترین هراسی به دل راه نداده و نخواهم داد.
تاریخ روز جاری دوم مرداد ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان.
نظرات
ارسال یک نظر