بهانه ای برای سخن گفتن با گوگل
روز جاری سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ همچون هر روز، کامپیوتر شخصیام را روشن کردم تا به کار ادامه دهم. صفحه های مرورگر کروم باز شدند و هیچ مشکلی به چشم نیامد. یک دقیقه گذشت و دیدم تب جیمیل در حال رفرش است و به همین دلیل صفحهی ایمیل خودم را روی نمایشگر آوردم. مشاهده کردم تنها ایمیل شخصی و فعال من در جیمیل، ساینآوت شده و برای ورود، رمز عبور مطالبه میکند و پس از وارد کردن رمز، بدون هیچ مشکلی به صندوق پیام های دریافتی وارد شدم. نمیدانم در چند ساعت گذشته که کامپیوترم خاموش بوده، چه رخ داده که ایمیلم ساینآوت شده ولی یک چیز را بسیار خوب فهمیدهام و به آن آگاه هستم. من به عنوان یک شهروند عادی ایرانی که مخالف سیاست های نظام حاکم مینویسم، پس از حذف رانتی و برنامه ریزی شده از توییتر و قطع دسترسی به آرشیو توییت های خودم، با محدودیت ارسال پست در اینستاگرام مواجه شدم و این دو شبکهی اجتماعی رسما اعلام کردند که «آزادی بیان» چیزی است مطابق فرمول «هماهنگی سازمانی بین شرکت های خصوصی ارایه دهندهی خدمات رایگان شبکه های اجتماعی فیسبوک- اینساگرام و توییتر در ایالات متحدهی آمریکا و کارمندهای آنها با عامل هایی مشخص و مرتبط با حاکمیت در جمهوری اسلامی که ممکن است همه جای دنیا حاضر باشند و هنوز نمیدانم مطابق چه قالببندی قانونی با سرویس دهنده های شبکه های اجتماعی ارتباط دارند، ولی دریافته ام که شرایط و رویهای را به این پلتفرم های دیکته میکنند که همچون داخل ایران، سانسور سازمان یافته و بریدن صدای مخالف را حتی خارج از مرزهای کشورم و از طریق کسانی که مدعی آزادی بیان و دفاع تمام قد از حقوق شهروندی هستند، با قدرت اجرا کرده و هیچ تعارفی با مخالف های جمهوری اسلامی در داخل کشور ندارند و بی هیچ اخطار و توضیحی کاربر را مسدود و محدود میکنند. پس از محدودیت در این دو شبکهی اجتماعی تمرکزم را بر روی وبلاگ وردپرس گذاشتم و پس از مدتی دریافتم هشتگ های «رکیک»ـی که برای «محمد جواد آذری جهرمی» وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی مینوشتم و به کار میبردم، از طرف وردپرس پذیرفته نمیشود و به پست ها نمیچسبند. مبهوت شدم که این چه مدل سانسوری است؟. آیا شما فکر میکنید کسی همچون من از داخل جامعهی آمریکا و اروپا و ادبیات حاکم بر جامعه و فرهنگ خیابان و رسانه ها آگاه نیست و برای نمونه، مردم کشورهای غربی به هیچ عنوان از ادبیات کوچه (فرهنگ کوچه) و کلمه های رکیک استفاده نمیکنند، دشنام نمیدهند و یا بی احترامی نمیکنند و ناسزا نمیگویند؟. آیا من در جایی نوشتهام که استاد زبان و ادبیات فارسی هستم یا به عنوان خبرنگار و یا محقق از کسی یا سازمانی حقوق دریافت میکنم که توقعی به وجود بیاید یا از طرف آن سازمان چهارچوبی برای استفاده از ادبیات و کلمه ها برایم ایجاد شده باشد یا متعهد به رعایت پروتکل های پرشمار خبرنگاری و خبرگزاری ها باشم؟. آیا وردپرس نمیداند بر مردم کشور من چه میگذرد و چگونه گروهی فرقه ای نژادپرست با ادبیاتی منفور و غیر انسانی و به دور از عقل سالم و رفتاری تروریستی و ضد انسانی مشغول ترویج عقیده های قرون وسطایی خودشان هستند و همهی اینها به واسطهی تسلط به منابع مالی عمومی و ارتباط های دولتی و شبه دولتی است و «وردپرس» خودش را وارد بازی آنها کرده و اطاعت امر میکند؟. به همین دلیل از وردپرس به بلاگر کوچ کردم و به کار ادامه دادم تا اینکه متوجه شدم گوگل نیز در سانسور ضد مخالف های جمهوری اسلامی، با دولت و حاکمیت همکاری نزدیک دارد و در مورد من که با استفاده از ویپیان به بلاگر دسترسی دارم و با آگاهی از اینکه در داخل ایران هیچ کاربری بدون ویپیان و فیلترشکن های خصوصی، که داستان خودشان را دارند و در آینده به آن خواهم پرداخت، به وبلاگم دسترسی ندارد و همین نشان از هدف من دارد ولی پس گذشت چند روز و ارسال حدود ۱۰۰ پست وبلاگی دریافتم که بازدیدهای اندک و موردی بلاگرم یکباره قطع شد و دانستم یک جریان مسلط، مایل نیست صدای من حتی به گوش یک نفر در داخل کشورم ایران برسد.
پس تصمیم گرفتم به همین بهانه برای گوگل بنویسم: پس از سالهای پیدرپی استفادهی مجانی از سرویس های شما و ساعت ها و روزها کار خستگی ناپذیر و تولید محتوا برای سازمان شما به زبان فارسی، نه تنها یک سنت- دلار مطالبه و دریافت نکردم، بلکه یک ایمیل خشک و خالی که نشان دهد کسی قدردان حضور من در سرویس های شماست، وصول نشد و البته من هرگز توقعی نداشتهام و سعی کردم از فرصتی که در اختیار دارم استفاده کرده و به کارم بپردازم. بهجز چند مورد اشتباه شخصی طی سالهای گذشتهی تقریبا دور در ارتباط با تخلف های شخصی کم اهمیت یا ایجاد مزاحمت برای یکی دو کاربر، تاکنون هرگز دست به خطا و تخلف و جرم نزده ام و میدانم پروندهای نسبتا تمیز و قابل توجه دارم. گوگل بهتر از هر کسی میداند من چه میکنم و شرایط کار در کشورم چگونه است و سانسور دست کیست و ستمگر کدام است و دزدهای سایبری کیستند و چه کسانی از بستر این سازمان- شرکت خصوصی برای اهداف سیاسی و حتی تروریسم سایبری سواستفاده میکنند و با توجه به همهی این موارد که نوشتم، دست یک نفر یا یک گروه را برای سانسور کردن و حتی مانیتور کردن حریم خصوصی من (احتمالا با سواستفاده از شکاف های امنیتی مایکروسافت ویندوز) باز گذاشته و به آن اهمیتی نمیدهد. چندی پیش ایمیلی از بخش «اکانت گوگل» داشتم که در متنی عادی، حمایت خودش از شناسهی من را اعلام کرده بود و امضای هیچ شخصی پای آن نبود و نشان از این داشت که ۱- شرکت به من ایمیل حمایتی داده ۲- متوجه چیزهایی شده اند که لازم دیدند به من ایمیل بزنند. پرسش من این است که آیا این کافی بود؟. اینکه گوگل و جیمیل خودشان را نسبت به امنیت حساب کاربری شخصی من متعهد بدانند ولی اقدام های سایبری ضد من و برای سانسور کردن من را نادیده بگیرند، واقعا خالصانه است؟. هدف من دیده شدن گسترده یا کاسبی کلیک و توکن و بیت کوین نیست بلکه مایل هستم به عنوان یک شهروند ایران و با تمام توانم و بدون دریافت پول، به کشورم خدمت کنم و نه تنها دلیل و تعهد و الزام و اجباری برای سانسور شدن خودم از طرف خودم! نمییابم، بلکه به این سیستم نظارتی و مسدود کردن کاربرها توسط کسانی که دانش و تجهیزات بالاتر و قویتری داشته یا دسترسی های ویژهای از سوی گوگل به دست آورده اند، معترض هستم و میپرسم: آیا گوگل میداند با این روش، صدای چند کاربر ایرانی دیگر در داخل کشورم مسدود شده است و به واسطهی این شرکت، ما توان برقراری ارتباط با کسانی که عقیده و روش کار نزدیک به هم داریم، از دست داده ایم و این شرایط، مطابق با کدام الگوهای انسانی، کارهای سیاسی و قانون های شماست؟. آیا این اقدام ها در کشورهای دیگر نیز به واسطهی گوگل انجام میپذیرد و چند ده هزار یا چند صد هزار کاربر دیگر لای منگنهی قدرت های سیاسی و امنیتی های فاسد مسلط به کشورها قرار دارند؟. به نظرم برای کسی که اگر داخل کشور خودش و با امکاناتی تحت کنترل و تسلط همانها که مشغول سانسور کردن مردم هستند، برای نمونه وبلاگ های وطنی!، بر بستر دامنه های داخلی که در اختیار امنیتی های مساله دار و مافیای دلالی دیتا و ارز و طلا و خودرو و املاک و بانک های فاسد و دولتی های جنایتکار قرار دارد، تمامی راه ها مسدود شده است و «پذیرفتن سانسور کردن کاربرها از سوی دولت- حاکمیت به واسطهی بستر خارجی» توسط گوگل یا هر شرکت دیگری، اقدامی غیر انسانی، غیر حرفه ای، غیر اخلاقی و نقض حقوق بشر است و با وضع کردن هیچ قانونی نمیتوان آزادی های برابر فردی و اندیشه و بیان یک یا چند صد هزار کاربر را محدود کرد. امروز به وسیلهی این یادداشت اعتراض خودم را اعلام کردم تا تمام کسانی که در این اقدام ها شریک هستند، بخوانند و آگاه باشند. اینکه خودم با گوشی پدر و مادر و برادرم و از طریق مرورگر گوگل کروم نتوانم هیچ نشانی از یادداشت های خودم بر روی موتور جستجوی گوگل و بلاگر بیابم، هیچ پیامی بهجز این ندارد که: «خفه شو! چون اگر خفه نشوی مجبوریم از راه دیگر اقدام کنیم (اختلال در ایمیل و حساب کاربری، بازداشت و...)» و این راهبرد، حاصلی بهجز سرخوردگی و خشم و ناپایداری امنیت برای جامعهای گسترده از کاربرهای این شرکت (ها که نام بردم) نخواهد داشت. فراموش نکنید اندیشهی من «ایران برای همهی ایرانی ها» است.
تاریخ روز جاری بیست و چهارم تیر ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان. Mehdi Heydarian.
نظرات
ارسال یک نظر