انسولین در ایران کمیاب و نایاب است
امشب چند دقیقه پس از ورود به روز هفتم تیر ۱۳۹۹ (ساعت ۰۰:۱۵ دقیقه نیمه شب) به داروخانه ارتش در میدان حر رفتم ولی انسولین نداشت. نسخهی پیشین چهل روز گذشته را نیز به دلیل کمبود و نبود این دارو، از داروخانهی ارتش گرفته بودم. به داروخانهی هلال احمر رفتم و نه تنها کارم راه نیفتاد، بلکه نتوانستم چند کلمه با نسخه پیچ ها یا پزشک ها سخن بگویم و اطلاعاتی در مورد کمبود دارو و چگونگی تهیه یا جایگزینی آن با داروی مشابه به دست آورم. دست از پا درازتر و ناامید به خیابان زدم در حالی که چهرهی نگران مادرم دایم در ذهنم بود، به یکیک داروخانه های مسیر تخت طاووس تا سلطنت آباد و جاده قدیم شمیران و تجریش سر زدم و در قلهک موفق شدم از هر نوع قلم تزریق، یک عدد با قیمت آزاد بیابم و ۶۵ هزار تومان بپردازم. قیمت نسخهی بیمه برای دریافت هشت عدد (از هر نوع قلم تزریق ۴ عدد) همین دارو ۳۴ هزار تومان است یعنی من پول دو نسخه برای حدود ۸۰ روز مصرف را دادم و به جای شانزده قلم تزریق، دو عدد قلم دریافت کردم. مادرم پروندهی آنلاینی دارد که تعداد دقیق مصرف و دریافت او ثبت میشود و هر مرتبه در هر داروخانه نسخهی او تایید و ثبت برخط میشود. امشب سرچ کردم و ایرنا این کمبود را در چند خبر و چند استان کشور پوشش داده بود. خواستم شادباشی عرض کنم خدمت مافیای دارو که حتی دیگر نامش در خبرها درج نمیشود، خدمت وزارت بهداشت (سعید نمکی) و معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری (سورنا ستاری) که سر در چندین آخور دارند و ستاد اجرایی و بنیاد را کلفت میکنند و تفاوت ارز واردات را نوش جان. به پلیس بین الملل که طرح ویژهی مبارزه با قاچاق دارو را در روزهای کرونا (اسفند ۱۳۹۸ تا تیر ۱۳۹۹) در دنیا اجرا کرد و در محفل مافیای دارو به ریش مردم فرودست و بازار هدف! خندید. به اتاق بازرگانی که دیگر عملا از مرحلهی «دست در جیب مردم» پا فراتر نهانده و به «نان در خون مردم زدن» رسیده است و به دیگر بازیگرهای این عرصه که نام همهی آنها را نمیدانم و همچون ارتش و هلال احمر در «کاسبی بحران» نفع دارند و خوردن ارز دولتی از بانک مرکزی را تجربه کرده اند و مقابل راه اندازی «وزارت بحران» قرار گرفته اند.
نظرات
ارسال یک نظر