اهمیت پروندهی غلامرضا منصوری، قاضی مرده یا زنده
همان روز ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ و به فاصلهی ساعتی پس از انتشار خبر درگذشت غلامرضا منصوری در شهر بخارست پایتخت رومانی، عکسی از مرحلهی انتقال یک پیکر (کیسهی مخصوص جابهجایی جسد که فقط در اختیار نیروهای پزشکی قانونی و پلیس و سازمان های دولتی گورستان ها است) از داخل یک ساختمان به جایی شبیه کوچه و خیابان منتشر شد همهی پروژه را زیر پرسش قرار داد. «خبرنگار رادیو آزادی مستقر در محل رویداد» گفته بود پیکر قاضی پیشین قوه قضاییه جمهوری اسلامی از پنجرهی یک هتل یا اقامتگاه عمومی به بیرون ساختمان افتاده و حالا یک پیکر را از داخل ساختمان به خارج منتقل میکردند. ضمن اشاره به این موضوع که محتوای یادداشت من با عنوان واجا و اینترپل هادی شیرزاد به سرعت از دهان چندین نظریه پرداز فیو استار! باز خارج شد که اشاره به اهمیت وقت خروج و مقصدهای غلامرضا منصوری داشت، همان روز و ساعت خواستم در مورد وزن و قد کیسهی حمل جسد بنویسم ولی چون خیلی واضح بود ترجیح دادم حاشیه ها را به آینده بسپارم. همانطور که ملاحظه میکنید روز جاری دوم تیرماه ۱۳۹۹ و پس از انتشار اختصاصی «عکس های جدید» از منصوری در اکانتی منتسب به سربازان گمنام مسلط به خبرگزاری وزین میزان، پرسش هایی در مورد قد و وزن جسدی که عکس آن رسانه ای شده بود، مطرح شده است. از فرصت استفاده کرده و به رسانه های امنیتی رومانی و پلیس بین الملل (اینترپل) و وزارت اطلاعات اهمیت شفاف بودن تحقیق ها و رسیدگی به این پرونده را یادآوری میکنم.
این دمل چرکین ۴۰ ساله حاصل تسلط ناآگاه ها و نادان ها بر پست های مهم دولتی و امنیتی (مسوول)، باید شکافته و تخلیه شود و برای انجام آن نیاز به محاکمهی علی خامنه ای و ابراهیم رییسی و محمود احمدی نژاد و برادرهای لاریجانی و حتی حسن روحانی داریم باقی کارهایی که انجام میدهید اضافه کاری مهوع با هدف اتلاف وقت است.
توگویی قاضی یکبار مصرف قوه قضاییه که ظاهرا ماموریت هایی جنجالی به او واگذار میشده است، پس از تاریخ نامعلوم خروج از کشور به مقصدهایی نامعلوم در خارج از کشور، حدود ۲۵ کیلوگرم وزن خودش را از دست داده بوده است.
یک پیام هم برای کسانی که روز جاری مشغول خبرسازی در مورد دستگیری گروهی فرقه ای، توسط یک گروه فرقه ای دیگر در داخل کشور هستند: خواهش میکنم به متن اسکرین شات توییت سیامک دهقانپور توجه کنید.
| لینک به آلبوم عکس تاریخ انتشار یکم تیرماه ۱۳۹۹ |
این که گمان کنید ایران محل امنی برای تروریست هایی همچون محمد باقر قالیباف است تا بدون توجه به افکار عمومی، بر صندلی «ریاست مجلس غیر قانونی و جعلی» تکیه زده و عکس و فیلم خودشان را صداوسیمای تروریست و رسانه های جعلی و مزدور داعش شیعه پخش کند و آب از آب تکان نخورد، اندیشه ای ضد امنیتی است که سالهاست نزدیکی آن را با اهداف موساد «بیپروا و هراس» فریاد زده ام و گفته ام سکوت پیرامون آن خیانت به یکیک مردم ایران و ضد منافع ملی است.
شما هدفمند سانسور و محدود و فیلتر میکنید و حتی با نفوذ به کامپیوترهای شخصی صفحه های مانیتور را رصد کرده که خدای نکرده یک واو از اندیشهی مخالف را نادیده و ناشنیده و ثبت نشده باقی نگذارید، تا صدایی به صدای دیگر نرسد، ولی این بازی یک پایان نیاز دارد و پایان آنرا ما مردم رقم خواهیم زد چون از روز نخست شعار «ایران برای همهی ایرانی ها» را فریاد کشیدیم و همان ها که زیر پرچم های رنگارنگ شعار مشابه میدادند و در ناباوری و حیرت فعال های گمنام داخل کشور، به صداهای مستقل توجهی نکردند و حتی در تخریب آنها کوشیدند، امروز کمتر از ایران سخن میگویند زیرا سندهای ضدامنیتی علیهشان زیر لحاف ملا پیدا شده است. شما مخالف های تقلبی در امنیت پوشالی «خارج از کشور» و با پول نفت و پتروشیمی و فولاد و اختلاف نرخ ارز دولتی- نیمایی و دلالی مسکن و طلا، با اکانت های ناشناس به مبارزه ادامه بدهید و در سرکوب صدای داخل کشور با آشنا و بیگانه همکاری کنید ولی یقین داشته باشید برندهی جنبش ضد نژادپرستی، مردم دنیا خواهند بود، نه پول دارهای نژادپرست. «این جنبش نیاز به رهبر ندارد».
تاریخ روز جاری دوم تیر ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان Mehdi Heydarian.





نظرات
ارسال یک نظر