سیگنال تکراری «شورای فقهی بانک مرکزی» مبهم و فاقد مفهوم
این مرتبهی نخست نیست که میان سخن آقای همتی رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی، کلمه های «شورای فقهی» دیده میشود. به عنوان ناظر فاقد صلاحیت در اظهار نظر تخصصی مینویسم: اقتصاد یک دانش جهانی است و بانک داری یک سازماندهی مالی بر پایهی سیاست های کلان یک کشور در محدودهی مرزهای جغرافیایی و دولت مرکزی که مسوولیت حقوق همهی مردم (سیاه و سفید و زن و مرد و مسلمان و نامسلمان) را بر عهده دارد. فقه نیز که مشخص است: دکان مفت بری آخوندها و اینجا مشخصا فقه اسلام با گرایش فرقه شیعه، همچون فرمول های موازی خمس و زکات و وقف (اوقاف) و خیریه و سهم امام و غیره. رییس بانک مرکزی که یک سازماندهی مالی بر پایهی یک دانش مشخص است، هرچند وقت یکمرتبه این کلمه ها در جمله های خودش میگنجاند که پیامی ارسال کند. من از همان جایگاهی که نوشتم(نداشتن توان اظهار نظر تخصصی) درک نمیکنم این سیگنال با چه هدفی ارسال میشود. آیا همتی میخواهد بگوید آخوندهای شبه نظامی بر بانک مرکزی مسلط هستند و اجازه نمیدهند وضعیت بانک ها سروسامان یابد؟. خوب این که چیز جدیدی نیست. مگر وقت ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد گفته نشد که در ساختمان بانک مرکزی کارها با زور اسلحه پیش میرود و گروه ها و اشخاص بر روی هم سلاح میکشند؟. یا چند ده بانک و موسسهی مالی اعتباری و صندوق پولی (بیش از پنجاه و کمتر از یکصد بنگاه که هیچوقت شمار دقیقی از آنها منتشر نشده است) که با مجوز بانک مرکزی جمهوری اسلامی فعال هستند، پس از چهل سال وضعیت پولی کشور و پول ملی را به نقطه ای رسانده اند که نزول خواری و دلالی پول و ارز و طلا و خودرو و مسکن- املاک و قاچاق کالا و خرید و فروش اطلاعات و حریم خصوصی و کاسبی بحران به شغل فراگیر تبدیل شده و با سو استفاده از فناوری و رسانه های مزدور شبه امنیتی خیانتکار و صداوسیمای حرامزاده و اینترنت و در بسیاری موارد تبادل ها از خارج کشور مدیریت میشوند و بخش بزرگی از جامعهی ایران را به مردم فرودست بسیار فقیر تبدیل کرده اند و پولشویی و ربا خواری و دزدی را قانونی و مشروع و نیک جلوه داده اند؟. آقای همتی گرامی؛ عمامهی خودتان را بالاتر بگذارید. همین حالا که این یادداشت را مینویسم و دقایق پایانی شب بیست و چهارم خرداد ماه ۱۳۹۹ در توییت های غیر رسمی خواندم آقاها حسن روحانی به عنوان رییس جمهوری اسلامی، ابراهیم رییسی به عنوان رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی و محمد باقر قالیباف به عنوان رییس مجلس شورای اسلامی دور یک میز نشسته اند تا جلسهی «شورای عالی امنیت ملی» برگزار کنند. آیا از نظر شما مسخره نیست؟. محمد باقر قالیباف که تا گلو در فساد مالی است و در دههی گذشته بین سال های ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۸ هرچه خواسته کرده و هیچ کسی (صادق لاریجانی رییس وقت قوه قضاییه و وزارت دادگستری احمدی نژاد تا ابراهیم رییسی و وزارت دادگستری حسن روحانی) یقهی او را نگرفته و به اتهام های او رسیدگی نکرده اند، چه اندیشه ای در مورد پایداری امنیت ملی ایران دارد؟. آقای همتی استخوان زیر تیغهی کارد خرد شده است و شما مقابل فساد بانک ها خفقان گرفته اید و معترض های ضد خشونت را خفه میکنید تا صدای آنها به گوش مردم نرسد. آقای همتی بیت کوین غیر قانونی را سرکوب نکردید و اجازه دادید برای آن نیز فقه تصمیم بگیرد و مزرعهی استخراج ساخته شود و آبان ۱۳۹۸ معترض های به مرز شورش رسیده را به گلوله بستید تا چند ماه پس از آن سرکوب خشن و غیر انسانی که با سانسور بی سابقه همراه شد، بساط تبلیغ بورس راه بیاندازید و مشخص نیست کسانی که با سرمایه های اندک و فروش دارایی های خودشان، به زور فریب تبلیغات، وارد کار «سازمان» بورس میکنید، چه تاوانی پرداخت خواهند کرد. آقای همتی مرگ یک مرتبه است و شیون یک مرتبه. این را بدانید که دست فقه و اسلام و آخوندهای همهی ادیان باید از جیب مردم دنیا کوتاه شود و سرانجام این کار را انجام خواهیم داد ولی سوابق شما و باند بانک مرکزی و مافیای ارز و پولشویی قانونی و شبه قانونی در تاریخ ایران ثبت خواهد شد و این نیست که آشفتگی اقتصاد دنیا پوشش کارهای غلط بانک مرکزی و حسن روحانی به عنوان رییس جمهور تبلیغ کنندهی بورس قرار بگیرد و بهانه ای برای ضربه نزدن به ریشهی فساد توسط مسوول های مالی جمهوری اسلامی به وجود بیاورد. آقاها دژپسند و اردکانیان و شریعتمداری و دیگر «دوستان» به ویژه محمد جواد آذری جهرمی تروریست سایبری شما نیز این یادداشت را بخوانید و در جریان باشید که همهی مردم میدانند ریشهی فساد خود دولت و حاکمیت مسلط به کشور و دولت ها و حاکمیت های دیگر کشورها هستند که سازماندهی قانونی امنیتی تشکیل داده و از سوی مردم مامور شده اند تا با دست گرفتن سلاح قانونی، به نگهبانی از منافع «همهی مردم» بپردازند ولی سالهاست که مشغول کارهای دیگری هستند و حالا وقت حساب پس دادن فرا رسیده است. تاریخ روز جاری بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۹. تهران. مهدی حیدریان Mehdi Heydarian.

نظرات
ارسال یک نظر